بخش بخش چهارم بررسي تلفيق هوش موسيقيايي و کلامي در آموزش زبان فارسي شيوه تلقيني و استفاده از هوش موسيقيايي يکي از شيوه هاي آموزش زبان دوم شيوه تلقيني مي باشد که دراين شيوه از هوش موسيقيايي بهره جسته است . اين شيوه زبان آ موزي توسط گئورگي لازانف در سال 1987 پيشنهاد شده است. گئورگي لازانف يک روانشناس محقق و دکتر در زمينه پزشکي در دانشگاه شهر صوفيه بلغارستان مي باشد در سال 1956 به خاطر تحقيقات در زمينه تلقين در رشته پزشکي و تعليم و تربيت به درجه دکترا(PhD ) نايل شد . شيوه تلقيني بر پايه اين فرض است که بايد از امکانات شناختي و عاطفي انسان براي تسلط بر زبان دوم استفاده کرد . حيطه شناختي حيطه شناختي به طور کلي به آموختن مطالب و پيداکردن شناخت درباره آنها مربوط مي شود .اين حيطه شامل آن دسته هدفهاي آموزشي است که مستلزم بازشناسي و يادآوري آموخته ها مي باشد .معمولاً آموزشهاي حيطه شناختي به پيدايش تواناييهاي ذهني منتهي مي گردند .در اين حيطه عامل فهميدن نقش اصلي را برعهده دارد .آموختنيهاي حيطه شناختي از آسان به مشکل تقسيم بندي مي شوند و در شش سطح يا طبقه قرار مي گيرند : 1- دانش 2- درک وفهم 3- کاربرد 4- تجزيه و تحليل 5- ترکيب 6- ارزشيابي طبقات حيطه شناختي براساس سلسله مراتب تنظيم شده است و هر طبقه از آن مستلزم مهارتها و تواناييهاي طبقات پايين تر است . حيطه عاطفي حيطه عاطفي شامل رفتارهايي است که به علايق ، احساسات ، ارزشها اخلاقيات و عواطف مربوط مي شوند .حيطه عاطفي هم مانند حيطه شناختي داراي طبقات است که از ساده به پيچيده تنظيم يافته است و در جهت عميق شدن ارزشها حرکت مي کند .حيطه عاطفي از پنج طبقه تشکيل شده است : 1-دريافت 2- واکنش 3- ارزش گذاري 4-سازمان بندي 5- تبلور درروش تلقيني تلاش مي شود تا در زبان آموزان نوعي خود آگاهي به وجود آيد که براي ياد گيري ضروري است . اين نوع خود آگاهي که اصطلاحا حافظه برتر ناميده مي شود ، به وسيله روش هاي آرام سازي مانند گوش کردن به قطعاتي از موسيقي کلاسيک ، به وجود مي آيد . اين موسيقي براي فراهم کردن آمادگي ذهني مطلوب بايد با ضرب خاصي نواخته شود . اعتقاد اصلي لازانف اين است که براي آموزش زبان دوم لازم است مهارت هاي متعدد مختلفي را ( علاوه بر ساختار زبان) به کار گرفت . اين شيوه متکي بر اهميت نيروي شناختي نيمه آگاهانه انسان هاست . وي معتقد است از راه تفريح و بازي مثل کاربرد موسيقي به ويژه موسيقي کلاسيک يا به کار گيري شيوه نمايشي ، مي توان به صورت غير مستقيم موجب افزايش يادگيري واژگان و قواعد زبان دوم شد . " دانش آموزان در ايفاي نقش ، با نمايش موقعيت هاي داراي مساله و سپس بحث در باره آن نمايش، مسائل روابط انساني را كشف مي كنند . " بنابرين ، اين جمله حکيمانه اي است که " يک تصوير " در حکم هزار کلمه و يک نمايش در حکم هزاران تصوير است . اساسا فايده همراه کردن نمايش و توضيح اين است که ويژگي هاي اصلي مهارت ( توضيح ) دادن را نشان مي دهد، توجه بينندگان را جلب مي کند . جريان ايفاي نقش نمونه اي زنده از رفتار انساني است كه به عنوان وسيله اي به شاگردان كمك مي كند تا: 1- احساسات خود را دريابند . 2- بينشي نسبت به نگرش ها ، ارزش ها و ادراكات خود بدست آورند . 3- نگرش ها و مهارت هاي مشكل گشاي خود را رشد دهند . 4- موضوع هاي درسي را به طرق گوناگون كاوش كنند . 5- موجب افزايش عزت نفس و اعتماد به نفس دانش اموزان مي گردد . هنر نمايش براي آموزش زبان فارسي اصولاٌ هنر جزئي از وجود آدمي است و بر سراسر حيات او تاثير مي گذارد ، هنر ابزاري است براي بروز عواطف و احساسات كودكان ، چنان كه از درون آثار هنري آن ها مي توان مسائل و مشكلات آنها را شناخت و در يافتن راه حل ، آنان را ياري كرد . نمايش به عنوان يك الگوي تدريس ، ريشه در ابعاد فردي و اجتماعي آموزش و پرورش دارد . مزاياي ايفاي نقش به كيفيت نمايش و به خصوص به تحليل پس از آن بستگي دارد . دانش آموزان با ايفاي نقش در نمايش ، مسائل روابط انساني را كشف مي كنند . اجراي نمايش در بعد اجتماعي ، بخصوص مسائل بين فردي ، ايجاد راه هاي خوب و مردم سالاري در برخورد با اين موقعيت ها را فراهم مي سازد . نمايش در ساده ترين سطح خود از طريق عمل به مسائل مي پردازد ، مسئله اي طرح مي شود ، برون ريزي صورت گرفته و مورد بحث قرار مي گيرد . برخي از دانش آموزان ايفاگران نقش و بقيه تماشاچي مي شوند . فردي خود را به جاي فردي ديگر مي گذارد و سعي مي كند با ديگران كه خود مشغول ايفاي نقش مي باشند به تعامل بپردازد . از آن جا كه همدلي ، همدردي ، خشم و محبت همه در خلال تعامل در ايفاي نقش بوجود مي آيند و بخشي از زندگي مي شوند ؛ بنابرين نمايش بايد به شكل مطلوبي ارائه شود . اجراي نمايش در برنامه درسي آموزش زبان فارسي بايد به شكل يك مجموعه بازي خوب و جذاب طراحي شود تا قبول مسئوليت در گروه را تجربه و از همه توانايي هاي خود استفاده بهينه را بكنند . اجراي نمايش آن ها را در بيان عواطف و احساسات دروني تشويق مي كند . به عبارت ديگر توانايي در گفتار ، حركات و كاربرد حواس ، مهم ترين مها رت ها براي ايفاي نقش مي باشند . براي گفتار خوب ، فرد بايد بتواند صداها را به طور مجزا و درست ادا كند و گفتار او با عواطف لازم همراه باشد . همچنين اجراي صحيح حركات چهره و اندام ، گفتار او را قوت مي بخشد به طوري كه بر مخاطبان مؤثر واقع شود . حركات صحيح نياز به اندام توانا و نرمش هاي مناسب دارد . از اين رو آموزش نمايش به شاگردان بايد به صورت بازي شروع شود و اين بازي بايد به ميل خودشان انجام شود .دانش آموزان از طريق ايفاي نقش مي توانند بر توانايي هاي خود براي شناخت احساسات خويش و افراد ديگر بيافزايند ، براي پرداختن به زمينه هايي كه قبلاٌ برايشان مشكل بوده و رفتارهاي جديدي كسب كنند . ايفاي نقش ، علاوه بر استفاده هاي بسيار ، مجموعه فعاليت هاي جذابي را نيز به همراه دارد . به دليل علاقمندي دانش آموزان به عمل و اجرا به آساني فراموش مي شود كه ايفاي نقش خود مركبي براي ايجاد محتواي آموزشي است . در اين جا ، هدف ، كمك به دانش آموزان در نمايش ارزش ها ، احساسات ، نگرش ها و راه حل مسائل و سپس بررسي آن ها توسط معلم است . كودكان در بازي هاي گروهي ، علاوه بر گسترش مهارت هاي زندگي اجتماعي ، احترام به قوانين ، سعه صدر و گوش دادن و سخن گفتن صحيح را مي آموزند . آن ها همچنين به ضعف خود پي برده و تلاش مي كنند تا بر مشكلات و ناتوانايي هاي خود غلبه كنند . در جريان بازي و نمايش كودكان احساس بزرگي كرده و حس مي كنند كه به آن ها توجه شده است و مي توانند به دور از هر دستور آمرانه ، نقشي را ايفا نمايند . معلم بايد نظارت و كنترل دقيق را در هنگام نمايش داشته باشد چرا كه شاگردان بدون آن كه خود متوجه باشند ، براي زندگي آينده در همه ابعاد آن آماده مي شوند . معلم بايد ، در تقسيم و توزيع مسئوليت به شاگردان متوجه باشد كه كودك فعاليت خود را به طور آزادانه انجام دهد و از هر گونه خطا و اشتباهي هراس نداشته باشد و بداند كه در صورت اشتباه ، فرصت جبران خواهد داشت ؛ يعني فرصت خواهد داشت كه آزادانه بينديشد ، آزادانه رفتار كند و آزادانه تجربه كند و در جريان همه اين تجارب علاوه بر فراگيري و يادگيري در امر آموزش زبان فارسي در ابعاد مختلف شخصيتي خويش مهارت هاي كافي را كسب نمايد .البته مراحلي را كه معلم كلاس در جريان اجراي برنامه هاي نمايشي براي نيل به اهداف خويش بايد دنبال كند شامل نكاتي چون طرحريزي، ارائه و فيدبك گيري مي باشد كه در ذيل به آن ها پرداخته مي شود. هنگام همراه کردن توضيح و نمايش بايد نكات زير را مراعات کنيم : طرحريزي ، ارائه و فيدبک گيري . طرحريزي : ابتدا بايد ببينيم آيا تمامي مواد لازم براي نمايش را در اختيار داريم . در عين حال بايد مراحل اصلي نمايش را به ترتيب اجرا فهرست کنيم . ارائه : پس از طرحريزي ، بايد رويه ها را در عمل اجرا کنيم . براي اين کار ابتدا بايد ( دانش آموزان را) متوجه منظور نمايش و آنچه از آن ها انتظار داريم ، نماييم . پس از اجراي نمايش بايد در مورد تک تک صحنه ها مرحله به مرحله توضيحاتي بدهيم . علاوه بر اين بايد رابطه مراحلرا به نحوي نشان دهيم که تماشاگران متوجه رابطه هر مرحله با کل نمايش بشوند . اگر نمايش ها پيچيده باشند ميتوانيم با تکرار آنها ويژگي هاي اصلي هر مرحله را به ( دانش آموزان ) تفهيم کنيم . اما اگر مهارت يا تکنيک توضيح دادن خيلي پيچيده باشند مي توانيم نمايش را به بخش هاي کوچکتري تقسيم کنيم . تعيين شکل نمايش هم بستگي دارد به تکليف مورد نظر و اطلاعات و تجارب تماشاگر( دانش آموزان ) . فيد بک گيري : در آخر بايد موفقيت نماش را بسنجيم . براي فيد بک گيري راههاي مختلفي وجود دارد : 1- درخواست تکرار نمايش توسط تماشاگران . 2- تکرارآهسته نمايش و در خواست انجام راهنمايي هاي مناسب د رهر مرحله از تماشاگران 3- درخواست از تماشاگران براي ذکر ويژگي هاي بارز نمايش پس از اتمام آن باز هم بايد بگوييم شيوه سنجش تاثير نمايش ، بستگي به تجارب تماشاگران و پيچيدگي تکليف دارد . شبيه سازي يکي از مهارت هايي است که مي تواند از هوش موسيقيايي براي افزايش يادگيري دانش آموزان در آموزش زبان فارسي استفاده کرد . به عنوان مثال از مهارت شبيه سازي براي تدريس فارسي پايه دوم راهنمايي درس نهم " پهلوان ، نه قهرمان " به نحو مطلوبي استفاده کرد . دراين درس مي خوانيم که : … هنوز اذان تمام نشده بود که در خانه اي باز شد و مرد بلند قدي در چهار چوب در ايستاد . هيکل قوي و درشت مرد تمام قاب در را پر کرده بود . شال پهني را به کمر بسته بود محکم کرد . زير لب دعايي خواند و قدم به کوچه گذاشت . در راه ، کساني که از کنارش مي گذشتند با احترام بسيار به او سلام مي کردند . آن ها پهلوان شهر خود را دوست داشتند و براي پيروزي او دعا مي کردند . زيرا مي دانستند که قرار است آن روز با يک پهلوان هندي کشتي بگيرد . … پهلوان پس از نماز ، دو زانو بر زمين نشست . نگاهش تا دور ها پرواز مي کرد وفکر هاي گوناگوني به ذهنش مي آمد . ناگهان صداي گريه اي ، رشته ي فکرش را پاره کرد . پهلوان سر برگرداند و نگاه کرد . پير زني از ته دل مي ناليد و اشک مي ريخت . او با ناله و زاري مي گفت : " خدايا ، لطف خودت را از پسرم دريغ مکن . خدايا به پسرم کمک کن و … … دو پهلوان ،بار ديگرسرشاخ شدند ، در يکديگر پيچيدند و در يک لحظه حادثه اي باور نکردني اتفاق افتاد . هيچ کس نفهميد که چه طور پشت پهلوان بزرگ شهر به خاک رسيد . همه ساکت بودند ، آن چه را که ديده بودند باور نمي کردند . خيال مي کردند خواب مي بينند . چشمان خود را مي بستند و باز مي کردند تا شايد از اين خواب وحشت آور رهايي يابند . … از آن پس پوريا پهلواني شد که ياد و نامش الهام بخش جوان مردي و گذشت گرديد و … معلم مي تواند به عنوان يک فعاليت گروهي از يک گروه بخواهد که در جلسه آينده افراد خودش را براي ايفاي نقش اين درس آماده سازند . در اين روش افراد ميزان توانايي‌ها و مهارت‌هاي خود را به نمايش مي‌گذارند. زبان آموزان وقتي در قالب شخصيت‌هاي مختلف ايفاي نقش مي‌كنند و يا در قالب شخصيت‌هاي داستان‌هاي واقعي و يا رمان ها ظاهر مي‌شوند، هم موضوع را بهتر درك مي‌كنند و هم لذت مي‌برند. از اين روش در اكثر موضوع‌هاي درسي استفاده مي‌شود. هوش موسيقيايي و استفاده از ياديارها ياد يارها يكي از مهارت هايي مي باشند كه مربيان و معلمان براي آموزش زبان فارسي مي توانند با توجه به هوش موسيقيايي از آن بهره جسته و براي تسهيل در يادگيري دانش آموزان مورد استفاده خود قرار دهند .چون يكي از چيز هايي كه با توجه به هوش موسيقيايي مورد جلب توجه فراگيران ( آموزش زبان فارسي ) قرار مي گيرد تبديل مطالب براي آموزش به صورت كلمات و جملات موزون مي باشد ، اين كار باعث مي گردد كه فرا گيران با علاقه و اشتياق خاصي به آ موختن مطالب بپردازند .ناگفته نماند كه با كمي نگاه و تامل به تمامي پديده هاي خالق يكتا به موزون بودن همه ي پديده ها پي خواهيم برد و اصل خلقت انسان هم مستثني از اين قاعده و قانون نيست و لذا آدمي به هر چيزي كه به صورت موزون و با ريتم خاص و متنا سب باشد ميل و رغبت خاصي از خود نشان مي دهد . "ياد يارها عبارتند از قافيه ها ،كلمات ، تصاوير و هر مطلب آشنايي كه به همراه اطلاعات جديد آورده مي شود تا آن را قابل حفظ سازد . براي ياد آوري قواعد صرف و نحو يا املا از نظم شعري به منزله ياديار استفاده مي شود و يا نو آموز موسيقي براي ياد آوري كليد هاي موسيقي از شعر كمك مي گيرد ." نمونه ها جهت تدريس پس از اتمام تدريس درس اول ادبيات فارسي اول راهنمايي از دانش آموزان خواسته مي شود كه شعر پاياني حكايت سعدي را براي جلسه آينده از حفظ بخوانند . با استفاده از يادياري به آنها كمك مي كنيم تا هر چه راحت تر اين ابيات را حفظ نمايند . ابيات پاياني حكايت چنين است : دوش مرغي به صبــح مي ناليد عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش يكي از دوستــــان مخــلص را مگر آواز من رسيــــد به گــوش گفت : باور نداشتــــم كه تو را بانگ مرغي چنين كند مدهـــوش گفتم : اين شرط آدميت نيست مرغ ، تسبيح گــوي و ما خاموش يادياري كه براي اين ابيات انتخاب مي كنيم مي تواند اوّلين كلمات ابيات باشد .البتّه تا حدّ ممكن بايد سعي و تلاش گردد تا كلمات طوري انتخاب شوند كه بار معنايي در بر داشته باشند ؛ چون با داشتن بار معنايي، دانش آموز مي تواند به راحتي آن كلمات و جملات را در انديشه خويش با دانسته هاي قبلي پيوند بزند تا از اين طريق درصد فراموشي آن به حداقل ممكن برسد . بنابرين اگر در مورد اشعار از اوّلين حروف مصراع اول استفاده گردد و يا در صورت كم بودن تعداد ابيات از اوّلين كلمات استفاده نمائيم و جمله يا جملات با معنايي را بسازيم يقيناً بهتر خواهد بود . نمونه اي را كه براي ابيات بالا ساخته ايم مي تواند جملات زير باشد . « دوش يكي گفت ، گفتم اين شرط آدميت نيست » تلفيق هوش كلامي با آموزش زبان فارسي با استفاده از فن قصه گويي يكي از مهارت هايي كه از آن در آموزش زبان فارسي براي دانش آموزان مي توانيم مورد استفاده قرار دهيم استفاده از قصه و فن قصه گويي است . البته بي شك پر واضح است كه آدمي به طور نا خود آگاه علاقه خاصي به شنيدن قصه ها دارد ، لكن آنچه مهم است بايد شرايطي را مهيا كرد كه از اين هنر بسيار گرانبها به نحو صحيح استفاده نماييم . پس لازم است به مباحثي بپردازيم كه ما را به استفاده از اين هنر بيشتر آشنا سازد . قصّه چيست ؟ قصّه ، قصّه درازي دارد . عمر آن ، به اندازه عمر آدمي است . "داستان و قصه نقش بسيار مهمّي در تکوين شخصيت کودک دارد از طريق قصّه ها و داستانهاي خوب ، کودک به بسياري از ارزش هاي اخلاقي پي مي برد . پايداري شجاعت ، نوع دوستي ، اميدواري ، آزادگي ، جوانمردي ، طرفداري از حق و حقيقت و استقامت در مقابل زور و ستم ، ارزش هايي هستند که هسته مرکزي بسياري از قصّه ها و داستان ها را تشکيل مي دهند . قــدمــت قـصّـه قدمت قصّه ، شايد به روزگاري باز گردد كه انسان براي ارتباط با همنوعان خود زبان را يافت . هيچ قوم و ملتي را در تاريخ نمي توان يافت كه داراي قصّّه ها و حكايت هاي مذهبي ، حماسي ،عاشقانه و اجتماعي نباشد وگفتني هاي خودرا در قالب قصّه نكشيده باشد . پدران و اجداد ما كه در جنگل ها و صحراها و بيابان ها زندگي مي كرده اند و كار عمده روزانه شان شكار و احياناً پرورش حيوانات اهلي بوده است ، روز ها پس از فراغت از اشتغالات روزانه و احياناً جنگ و ستيز با ايالات و اقوام همسايه ، گرد هم مي نشستند و در اطراف خدايان و كارهاي روزانه و ديده ها وشنيده ها و عقايد خود ، داستان سرايي مي كردند . شايد نخستين قصّه ، قصّه آدم و حوا باشد كه با فريب شيطان از بهشت خدا رانده شدند . شايد حضرت آدم عليه السلام به عنوان اولين قصّه گو ، بارها قصّه رانده شدن خويش از بهشت را براي فرزندانش تعريف كرده باشد تا پند بگيرند و فريب نخورند . قصّه با انسان متولد شده است و تا زماني هم كه انسان هست ، قصّه خواهد بود . علاقه به قصّه منحصر به طبقه و قشر خاصّي نيست . از كودكان تا پيران ، از پايين ترين افراد جوامع تا شاهان و امرا ، از بي سواد ترين مردم تا فرهنگ آموختگان نخبه ، از بيكار ترين انسان ها تا شلوغ ترين و پركار ترين افراد به قصّه علاقه داشته اند و دارند . تاريخ گذشتگان ، به ويژه تاريخ زماني كه خط و كتابتي وجود نداشته ، به صورت قصّه به نسل هاي بعد انتقال يافته است . وجود تعداد بي شمار قصّه ها در ادبيات عاميانه هر قوم و ملتي از يك سو و مشابهت طرح و استخوان بندي ميان قصّه هاي عاميانه ملل و اقوام مختلف از سوي ديگر ، نشانه بارزي است بر اهمّيّت قصّه ، علاقه فطري همه مردم زمان هاي گذشته و حال به قصّه و نقل قصّه هاي ديگران . مسلماً علاقه به قصّه را خداوند مهربان در فطرت و نهاد انسانها نهاده است . زيرا خداوند ي كه به پيچيدگي ها و زير و بم آفريده خود آگاه است ، در تمام كتاب هاي آسماني به زبان قصّه با انسان ها سخن گفته است . قرآن ، آخرين كتاب آسماني و معجزه باقيه آخرين پيامبر الهي ، مملو از قصّه ها و تمثيل هايي است كه لباس و قالب سخن حق شده اند . ماجراها و سرگذشت اقوام و پيامبران گذشته با زبان قصّه براي مسلمانان و مخاطب هاي قرآني نقل شده است تا عبرت حاصل آيد و تجربه تلخ اقوام عاصي و طغيانگر تكرار نشود. امروزه قصه علاوه بر جنبه سرگرمي آن ، قالب مناسبي براي ارائه عقايد و افكار و پيامها شناخته شده است . صاحبان انديشه ها و متفكران و فيلسوفان و سياستمداران بزرگ ، همواره مي كوشند كه عقايد و آراء خود را با زبان غير مستقيم و مؤثر قصه به مردم بشناسانند و يا قصه پردازان هنر مند را وا دارند كه از كلام مؤثر قصه ، براي طرح عقايد و افكار و شيوه هاي مورد علاقه آنها ، بهره گيرند . اين مهم تا آنجا پيش رفته است كه هنر هاي ديگر مثل سينما ، تآتر و نقاشي نيز وسيله عرضه بهتر قصه ها شده اند تا پيام قصه ها را بهتر و مؤثر تر به مخاطب ها انتقال دهند . پرورش حس زيبايي شناسي در کودک ، متوجه ساختن کودک به دنيايي که اطرافش را فرا گرفته ، پرورش عادات مفيد در کـودک ، تشـويق حــس استقلال طلبي و خلاقيت کودک هدف هاي اصلي طـرح قصّـه هاي خوب براي کودکان است " . قصه مثل لبخند ، زبان حال مشترك همه ي انسان هاست كه هر يك به طريقي آن را باز مي گويند . همه ي غم ها و غصّه هاي آدميان در قصّه ها تلنبار شده اند. قصّه ، در هاي تازه بيان و اداي مقصود را براي كودكان مي گشايد و وسايل و ابزار كاملا متفاوتي براي بازگو نمودن تجربه ها ، مشاهدات و احساسات در اختيارشان مي گذارد . در همان زمان كه بچه ها درتنهايي و انزوايي خاص و در ميان ديوار هاي سيماني خانه و مدرسه محصور شده اند ، قصّه ، سفر عاطفي بسيار خوبي است كه در آن رؤياها و آرزوهاي خويش را باز مي يابند . به همين خاطر است كه گفته مي شود توجه به امر قصّه گويي براي دانش آموزان بايد از وظايف اصلي مربّيان و معلّمان در آموزش و پرورش باشد . همان طوركه بازي جزيي از زندگي بچّه هاست ، قصّّه گويي و نمايش خلّاق جزيي اززندگي بچّه هابه حساب مي آيد . قصّه در نگاه اول تاثير سرگرم سازي دارد ، اما از نظر تاريخي ، قصّه گويي به همان خوبي كه براي سرگرم كردن كودكان مورد استفاده واقع شده ، براي تربيت آنها نيز به كار رفته است . براي مثال ، قصّه هايي نظير " بز زنگوله پا " به كودكان هشدار مي دهد كه از غريبه ها بر حذر باشند . تاثير قصه گويي قصه گويي ، فرايندي است كه اگر چه ممكن است در ميان همه ي قشر ها انجام گيرد ، اما مخاطبان اصلي آن كودكان و نوجوانانند . در مقابل ، تعليم و تربيت بچّه ها نيز هدف و برنامه ي اصلي نظام آ موزش و پرورش است . به بياني ديگر ، نقش و تاثير قصه چه به صورت گفتن از حفظ و چه خواندن از روي متن و تصوير ، كاملا بديهي و روشن است . استفاده از اين شيوه در دوره هاي پيش دبستاني و دبستاني ، ضروري و ازبرنامه هاي كاري معلّمان و مربّيان است و در دوره ها ي بالاتر جزء فعّاليّت هاي ضمني و ابتكاري بعضي معلّمان بشمار مي رود . قصّه ها به جهت سادگي ، رواني و برخورداري از عنصر خيال ، معمولا بهتر شنيده مي شوند تا خوانده شوند . به اين خاطر است كه مي بينيم هنر قصّه گويي ، عمري به بلنداي تاريخ دارد . قصه گويي و تفكر خلاق " تحقيقات روانشناختي ثابت كرده است كه اگر چه همه ي افراد داراي نبوغ علمي يا هنري نيستند ، ولي اكثر آنها مي توانند طوري تربيت شوند كه در برخورد با مسائل و دشواري ها بهترين و كاراترين راه حل ها را بيابند و نتيجه كوشش ها و فعاليت هاي خود را براي استفاده به ديگران ارائه دهند . زمينه ساز اين فرايند ، وجود نظامي است كه در آن دانش آموزان به كتاب درسي و گفته معلم محدود نشوند ، اصرار مداوم بر استفاده از روش هاي سنتي متكي بر تكرار و تقليد در آموزش صورت نگيرد و بالاخره از شك و شبهه هاي احتمالي دانش آموزان ممانعت به عمل نيايد و با آن ها برخورد قهري صورت نگيرد . متاسفانه نظام آموزشي ما مثل بسياري از نظام هاي آموزشي دنيا به جهت سيستماتيك و غير قابل انعطاف بودن آن ، مجال و مقامي براي رشد و تقويت خلاقيت و انديشه هاي خلاق قائل نيست . در اين وضعيت ، قصه گويي مي تواند و بايد در زمينه سازي رشد تخيل ، احساس و تفكر همت گمارد . شنيدن هر قصه تازه ، چه بسا سوژه مناسبي براي كودكان بشود كه دست به آفرينش هاي ادبي بزنند و شعر و قصه اي از قلم خويش بر روي صفحه ي كاغذ بياورند . درضمن بدينوسيله مي توان به طور غير مستقيم اطلاعات بيشتر را در اختيار فراگيران گذاشت و آن ها را در يافتن راه حل هاي لازم براي برخورد با مشكلات مجهز كرد . برونر معتقد است اگر افراد ، خواه دانشمند و خواه دانش آموز ، براي درك و فهم مسائل علمي به صورت ، داستان پردازي راهيابانه عمل كنند ، بهتر و راحت تر مي توانند تشخيص دهند كه چه چيز قابل ترديد است و چه چيز بي پايه . البته مربي براي آموزش زبان فارسي در اين زمينه مي تواند بهترين بهره را ببرد . از هوش كلامي دانش آموزان استفاده كرده هم مي تواند با گفتن قصه هاي مختلف و متنوع علاقمندي دانش آموزان را به فراگيري زبان فراهم آورد و هم خزانه لغات و اصطلاحات و ضرب المثل ها را در فراگيران افزايش دهدچرا كه به اعتقاد برخي محققين"مانند راجر براون رشد زباني را از طريق ميانگين تعداد واژگان موجود در جملات كودكان اندازه گيري مي نمايند . هر چقدر تعداد واژگاني كه كودك در جملات خود بكار ببرد ، بيشتر باشد به همين ترتيب رشد زبان در كودك نيز افزايش مي يابد . " و هم اينكه پس از مدتي كه فراگيران با قصه هاي مختلفي آشنا شده اند ،ضمنا چون دانش آموزان ما در منطقه اي زندگي مي كنند كه پدرانشان با زبان طبري يا زبان مازندراني تكلم مي كنند چقدر خوب است كه مربيان آشنايي كاملي با ادبيات مازندراني داشته باشند و از قصه هاي مازني هم در كلاس ها استفاده نمايند.مربي قصه هاي نيمه تمام را براي آن ها خوانده و از آن ها بخواهد تا آن قصه را به پايان برسانندو كامل كنند و در مرحله بعدي سوژه هايي را به فراگيران پيشنهاد كرده و از آن ها بخواهد با توجه به سوژه هاي داده شده دست به قلم ببرند و قصه كوتاهي بنويسند . در ضمن لازم است كه معلم پا به پاي دانش آموزان حركت كند ، انتظاري در حد آن ها از فراگيران داشته باشد و حتي منتظر اشتباهات و خطا هاي فراگيران باشد تا بدين وسيله باز خورد لازم را به آن ها بدهد، چون اگر قرار باشد در اولين مرحله كارشان بهتر قصه ها را ارائه دهند پس ديگر لازم به تعليم نيستند ؛ هر كدام از آن ها يك استادند . قصه گويي و رشد تفاهم در كلاس درس قصه گويي ، بنا به وضعيت هم زباني و هم صحبتي خاص خود ، نوعي همدلي هم هست . توليد رابطه اي صميمانه و دوستانه بين شخص قصه گو و شنوندگان كه بدون هيچ گونه اجباري و دستوري ايجاد شده است . قصه گو براي القاي پيام ، نا گزير از ابراز يك سلسله احساسات و كنش هاي عاطفي در گفتار و رفتار خويش است و شنوندگان علاقمند نيز پا به پاي احساسات وي انگيخته مي شوند . لذا زمينه سازي هنر با هم خنديدن ، كمترين فايده اين فرايند است . در طول برنامه قصه گويي ، كسي به كسي نمي خندد ، بلكه همه با همديگر مي خندند و اين از با شكوه ترين رفتار هاي انساني است كه درپي آن روابط عاطفي و دوستي هاي جديد شكل مي گيرد و كينه ها و كدورت هاي احتمالي خود به خود بر طرف مي گردد . همين طور شادي و نشاط نيز در چنين فضايي و كلاسي حاكم مي گردد كه از جمله عوامل مؤثر در آموزش و تدريس اثر بخش مي باشد . به اين ترتيب ، پر واضح است كه تامين بهداشت رواني دانش آموزان و نيز مربي و معلم قصه گو ، پيامد مثبت اين شيوه است . بر طرف شدن خستگي يك ساعته ناشي از آموزش و تدريس مسائل خشك علمي ، به وسيله گفتن و شنيدن يك قصه كوتاه ، لذت خاصي دارد كه همواره براي بچه ها به ياد ماندني است و به همين خاطر است كه مي بينيم بچه ها هيچ وقت از شنيدن قصه سير نمي شوند و عجيب دوست دارند كه همه با هم ، قصه تازه اي بشنوند ؛ به طوري كه حتي ناسازگار ترين بچه ها نيز ، هنگام شروع يك برنامه قصه گويي ، ساكت و مؤدب مي نشينند و مشتاقانه قصه را دنبال مي كنند . بنا به اعتقاد دوگلاس براون : فهم ما از نحوه يادگيري دانش آموزان ، سبك تدريس و روش ها و فنون كلاسيمان را مشخص مي سازد . گيج و برليز خاطر نشان مي سازند كه : فرايند تدريس پنج وظيفه اوليه را در بر مي گيرد : الف ) انتخاب هدف ها ب) شناخت خصوصيات دانش آموزان ج) شناخت و به كار بردن نظريه هاي مهم مربوط به فرايند يادگيري د) انتخاب و به كار گيري روشهاي تدريس ه) ارزشيابي يادگيري دانش آموزان بنابرين اگر معلم بتواند در تدريس هر درس علايق و شيوه يادگيري دانش آموزان را تشخيص دهد و بفهمد روش و فنون متناسب با آن كلاس را براي هر چه بهتر ياد-دهي و ياد- گيري انتخاب مي كند .يقينا از كلاسي بسيار با نشاط بهره مند بوده و از نتايج مطلوبي برخوردار خواهد شد . انتخاب قصه هاي مناسب تاثير قصه گويي در يادگيري دانش آموزان "" مسأله انتخاب کردن قصه ، با توجه به انبوه موادي که در اختيار قصه گوست ، به ويژه براي قصه گوهاي تازه کار و مبتدي ، مشکلي اساسي است . حتي بهترين و برجسته ترين قصه گوهاي حرفه اي هم قادر به گفتن هر داستاني نيستند . قصه گو ، قهرمانان خود را از قصه هايي مي سازد که با شخصيت خاص و سبک او متناسب باشند . قصه گوي تازه کار، ابتدا بايد سعي کند که ويژگي هاي شخصيت و سبک گويش خود را ارزيابي کند . سپس از خودش بپرسد : چه نوع داستان هايي را مي توانم مؤثر و خوب بيان کنم؟چگونه مي توانم شخصيت خود را با قصه هماهنگ کنم تا هر دو بتوانيم با شنونده ارتباط برقرار کنيم ؟ پس از آن که قصه گو کار انتخاب کردن را تمام کرد ، وارد مرحله آ آماده کردن داستان براي گفتن مي شود که از مهم ترين گام هايي است که در جهت به کار گرفتن فن قصه گويي برداشته مي شود . قصه گو بايد به خاطر داشته باشد که کار او از بر کردن يا از رو خواندن نيست ، بلکه کاراو قصه گفتن است که مانند تجربه اي يگانه باقي مي ماند . از بر کردن قصه اغلب نخستين مانعي است که راه سير طبيعي و خود انگيخته يک قصه گويي موفق را سد مي کند . قاعده درست اين است که هر گز نبايد داستاني را براي «گفتن » به خاطر سپرد ، بلکه با توجه به ساختمان قصه ، به خاطر سپردن طرح آن کافي است . انتخاب و آماده کردن داستان ، نخستين گام ها در راه پيشبرد هنر قصه گويي است و هنر قصه گويي بر آنها استوار مي شود . قصه گوهاي مبتدي و تازه کار به زودي متوجه مي شوند زماني که براي رسيدن به اين مرحله از رشد سپري کرده اند ،سرمايه گذاري مفيدي بوده است . آماده کردن ذهن و بيان ، در ارائه موفقيت آميز يک قصه مهم ترين متغير به شمار مي آيد . بدون اين انتخاب و آماده کردن بسيار دقيق ، قصه گو نبايد انتظار به دست آوردن يک تجربه موفق را داشته باشد . ما اغلب به قصه گويي رنگ و بوي ذوقي و شهودي داده ايم و آن را هنري فرض كرده ايم كه تنها درحيطه و حوصله ي معدود مربيان و معلمان دلسوز و عاشق مي باشد . همين طرز تلقي در موجهه با كار معلم نيز وجود داشته است و دارد . متاسفانه استفاده معمول از قصه در نظام آموزشي ، بيشتر به صورت خواندن آن از روي متن ( قصه خواني ) توسط معلم است و تنها در دوره پيش دبستاني و آن هم به خاطر ناتواني بچه ها در خواندن ، مربيان نا گزير از قصه گويي اند . شيوه هاي استفاده از قصه گويي الف ) قصه گويي يك شيوه تدريس است امروزه از آموزش و يادگيري درصورتي به عنوان يك فرايند منظم و هدفمند ياد مي شود كه نوعي مشاركت فعال بين مربي و متربيان ايجاد شده باشد . اكنون بر اساس تجربيات و آزمايش هاي انجام شده ، تدريس را به شيوه هاي مختلف مي توان انجام داد ، شيوه هايي كه فعال سازي و درگير كردن فراگيران در آن ها يكي از اصول كار است . در ميان چندين شيوه موجود ، شيوه قصه گويي ، نقش و جايگاه ويژه اي دارد . از اين شيوه حتي مي توان درديگر شيوه هاي تدريس نظير : سخنراني ، ايفاي نقش ، گردش علمي ، اردوي آموزشي ، بازي هاي تربيتي و نمايشي استفاده كرد . كار آمدي قصه گويي به عنوان يك شيوه تدريس و آموزش ، به ويژه در سنين پيش از دبستان ، دبستان و دوره راهنمايي ، به جهت وجود حس كنجكاوي و هم صحبتي در كودكان بيشتر است . ب) قصه گويي ، آ موزش غير مستقيم است پياژه ، روانشناس معروف ، گفته است : ( هرگاه چيزي را به كودك آموزش مي دهيم ، مانع شده ايم تا او شخصا آن را كشف كند ) . واقعيت اين است كه راز نا كامي نظام آ موزشي در دستيابي به اهداف شيرين خويش ، در همين وارونگي روش هاي آموزشي است . ما ، در مدرسه معمولا فرايند تفكر را ياد نمي دهيم ، بلكه نوعي يا انواعي از افكار را آموزش مي دهيم و به همين جهت ، قدرت تامل و انديشه در باره مسائل را از دانش آموز مي گيريم . يكي از تاثيرات قصه گويي در همين وادار سازي دانش آموز به تفكر و تامل است كه در پايان يك قصه و به طور نا خود آگاه گريبان ذهن او را مي گيرد . علت اين امر نيز به جهت غير مستقيم بودن امر آموزش به وسيله اين شيوه است كه نوعي آزادي عمل ، نشاط ، صميميت و پرهيز از اجبار در آن وجود دارد . اضافه بر اين ، هم چنان كه مي دانيم صداقت ، صميميت ، محبت ، خلوص، پاكي و امثال آن به عنوان يك كشش طبيعي و فطري در كودك وجود دارد . اما زماني كه آموزش هاي رسمي و روش هاي تربيتي براي ايجاد اين رفتار ها از بيرون و به طور مستقيم آغاز مي شود و از كودكان اين خصوصيات را به عنوان يك رفتار مورد انتظار طلب مي كند ، به تدريج اين رفتارها تبديل به ريا ، تظاهر ، خود نمايي ، دروغ ، كينه و نفرت مي شود . اصرار و مداومت بر اين شيوه ، نوعي دلزدگي و خستگي پنهان از فرايند آ موزش را در وجود دانش آموزان توليد مي كند . براي همين است كه مي بينيم شنيدن يك قصه براي آن ها ، لذت خاصي دارد كه شيريني آن تا مدت ها در ذهن او باقي مي ماند و سعي دارد كم و بيش با قهرمانان قصه همانند سازي كند .البته لازم است به اين نكته مهم هم اشاره كرد كه گفتن و نوع بيان قصه ويژگي هاي خاص خودش را دارد كه بايد رعايت شود اگر فعاليت قصه گويي توسط فردي ناتوان که با اصول قصه گويي آشنا نيست ، ارائه شود ؛ نه تنها نمي تواند موثر واقع شود بلکه علي رغم ميل فطري کودک به قصه، او را از محيط قصه فراري مي دهد . در اين رابطه ما با دسته هاي مختلفي از قصه گويان روبرو هستيم : قصه گو – مجري ها ، قصه گو -کتابدارها و قصه گو- معلمان . در نظامهاي آموزشي بيشتر شاهد قصه گو – معلمان هستيم ؛ يعني آن دسته از قصه گوياني که براي کودکان در برنامه هاي آموزشي قصه مي گويند ، اما خيلي از اين معلمان علاقمند به کار قصه گويي نيستند . به دليل حاکميت اين ديدگاه در نظام آموزشي ،همه معلمين نمي توانند نقش قصه گويي را به خوبي ايفا کنند . معليمن در نظامهاي آموزشي بايد بدانند که بين اجراي فعاليتهاي آموزشي و فعاليتهاي پرورشي و فوق برنامه ارتباطي بسيار عميق وجود دارد. ممکن است بسياري از معلمين براي بچه هاي خود در خانه قصه بگويند و با شناختي که از او دارند درباره ي علاقه ها ، ترسها ، يا محبت هايش قصه بگويند ؛ اما قصه در مدرسه ويژگي هاي خاص خود را دارد . شکل ارائه ي آن متفاوت است . قصه در مدرسه شور و عاطفه ي بيشتري را مي طلبد و بايد به کودک آزادي عمل بيشتري بدهد علاوه بر اين ، بيان قصه به هر صورت ، نوعي آموزش دادن غير مستقيم بچه ها در زمينه مطالعه و كتاب خواني است . آن ها بعد از شنيدن يك قصه و بنا به حس كنجكاوي خاصي كه دارند ، دوست دارند مطالب بهتر و بيشتري در باره آن موضوع بدانند و بنابر اين به طور ناخود آگاه رو به كتاب مي آورند و چون مي بينند خود قادر خواهند بود به آساني قصه هاي بيشتري بخوانند و براي دوستان خود تعريف كنند ، به تدريج علاقه ويژه اي به كتاب خواني پيدا مي نمايند و سال ها بعد ، بي آنكه بدانند مشوق اصلي آنها در مطالعه چه كسي يا كساني بوده اند ، چه بسا نويسنده معروف نيز بشوند .نكته مهم ديگر اين كه در درس آموزش زبان فارسي بيان قصه ها موجب افزايش اطلاعات واژگاني فراگير شده و موجب مي شود به طور عميق تري با اين زبان صحبت كند و بينديشد . د) قصه گويي الزاما به ابزار نيازي ندارد بخشي از عوامل موثردر كاهش بازدهي و افت تحصيلي در نظام آ موزشي ، مربوط به كمبود امكانات و تجهيزات آ موزشي است . نظام آموزشي بدون استفاده از اين ابزار چندان قادر به توفيق در دستيابي به اهداف خود نخواهد بود . فراهم بودن مدرسه ، فضاي كلاس ، نيمكت ، تخته سياه ، گچ ، ميز و صندلي ، قلم و كاغذ و نيز مجموعه اي از وسايل شنيداري و ديداري از جمله حد اقل امكانات لازم براي تدريس دراغلب روش هاي تدريس است . در اين ميان شيوه قصه گويي ، تنها روشي است كه بي نياز از بكار گيري اين ابزار است . چرا كه در صورت حضور يك مربي يا معلم قصه گو ي ماهر و توانا ، مي توان دانش آموزان را در هر محل و به هر ترتيبي نشاند و براي آنها قصه گفت . استفاده از اين روش اگر چه در بسياري درس ها و پايه ها كاربرد عملي ندارد ، اما در تقويت روحيه ، افزايش نشاط و كاهش خستگي ناشي از يادگيري نيز بي تاثير نيست . با اين همه در آموزش پيش دبستاني و دبستاني و حتي دوره راهنمايي و در اغلب كلاس هاي مناطق دور افتاده مي توان از اين شيوه بهره برد . (((( @ منبع پيوند ) هدفهاي برنامه ي ادبيات کودکان و به ويژه قصه در آموزش و پرورش دوره ي ابتدايي وراهنمايي عبارتند از : ۱) کمک به پرورش قدرت بيان و عواطف و افکار کودکان و نوجوانان ۲) تقويت و پرورش نيروي تخيل در کودکان و نوجوانان ۳) تحريک قوه ي ابتکار و ابداع در کودکان و نوجوانان ۴) ايجاد عشق و علاقه به ادبيات در کودکان و نوجوانان ۵) رشد اعتماد به نفس کودک و نوجوان و علاقمند ساختن او به آزادي و عدالت اجتماعي 6)برآوردن نيازهاي عاطفي کودک و نوجوان و آماده ساختن او براي دريافت پيامهاي اخلاقي و انساني و شهروندي خوب ژ بودن . فـــهـــرســــــــت مـــــــنــــابــــــع منابع فارسي 1-جرج . زيگوريدز، 1381 ، روانشناسي رشد ، مترجم سجاد سالك ، غلامرضا امام داد، مشهد ،. چاپ اول، انتشارات ضريح افتاب 2-نشريه ماهانه آموزشي-تربيتي پيوند ، دي 85 ، شماره 327 ص 45 نويسنده مقاله علي افشاري 3-دني استنبرگ ، 1381 ، در آمدي بر روانشناسي زبان ، مترجم ارسلان گلفام ، تهران ، انتشارات سمت ، چاپ اول 4-زندي بهمن ، اصول و مباني برنامه ريزي درسي آموزش زبان فارسي 5- اون هارجي- کريستين ساندرز ،1384 مهارت هاي اجتماعي در ارتباطات ميان فردي، مترجم مهرداد فيروز بخت ، خشايار بيگي ،تهران ،انتشارات رشد، چاپ سوم 6- جان اي . گلاور ، راجراچ. برونينگ،1383 روانشناسي تربيتي ترجمه علينقي خرازي چاپ پنجم ، تهران ، مركز نشر دانشگاهي 7- بروس جويس، مارشال ويل ، اميلي كالهون ، 1381، الگوهاي تدريس 2000 ، مترجم محمد رضا بهرنگي ، ويرايش ششم ، تهران ، نشر جمال تربيت 8-گلمن دانيل ،1379. هوش عاطفي ، مترجم حميد رضا بلوچ ، چاپ اول ، انتشارات جيحون 9-برادبري ، تراويس . گريوز ، جين . 1384 . هوش هيجاني . مترجم گنجي ، مهدي . چاپ اول . نشر ساوالان 10-سيف ، علي اکبر ، 1381 روانشناسي پرورشي . چاپ هفتم ، موسسه انتشارات آگاه 11- رحماندوست مصطفي،1366 ادبيات كودكان و نوجوانان ، ويژه مراكز و دانشسراهاي تربيت معلم ، تهران ،شركت چاپ و نشر ايران 12- رؤوف دكتر علي ،1385 سهم معلم ، شيوه معلم ، مشهد ، انتشارات به نشر ، چاپ سوم 13- كانت امانوئل ، تعليم و تربيت ، مترجم شكوهي غلامحسين1374 ، تهران ، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران ، چاپ اول 14- غياث الدين محمد بن جلال الدين بن شرف الدين رامپوري، 1363،فرهنگ لغات غياث اللغات ،به كوشش منصور ثروت، تهران ، مؤسسه انتشارات امير كبير ، چاپ اول 15- معين محمد ، 1375فرهنگ فارسي ، دوره شش جلدي ، تهران ، مؤسّسه انتشارات امير كبير ، چاپ دهم 16- قرآن مجيد 17- ويليام گلاسر ،1386 هر دانش آموزي مي تواند موفق شود ، ترجمه مهرداد فيروز بخت ، چاپ اول ، موسسه فرهنگي رسا ، تهران 18- شعباني حسن ، 1382روش تدريس پيشرفته ،چاپ اول ، تهران انتشارات سمت 19- شعباني وركي بختيار، 1379رويكرد هاي ياددهي- يادگيري، چاپ اول ، ، مشهد ، آستان قدس رضوي 20--ان، ال، گيج و ديويد بر لنيز ، 1374روانشناسي تربيتي ، ترجمه گروه مترجمان ، چاپ اول ، تهران ، انتشارات پاژ 21- شاه نوري ، سيد جعفر ، سلطاني ، فاطمه "، تبلور روح هنر در تدريس "، ناشرآموزش و پرورش ، نشريه نگاه ، شماره 358، سال هفدهم ، هفته دوم شهريور 1387 22- اينترنت : THE REFRENCES OF INTERNET 1-http://farsibooks.ir/2007/12/12/tarif-e-hoosh.html منبع: رشد 2-http://www.maghaleh.net/article73.html جلال بامدادى بهرام صالح صدق‏پور 3-http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara- 4-http://www.maghaleh.net/article73.ht 5-www.srco.ir 6-http://www.urmiacity.com 7-http://aftab.ir/articles/science_education/education_training اعظم ايزدي 8-http://www.tebyan.net/index.aspx?PID-دائره المعارفِ سايت تبيان 9-http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=10327 10-http://mahouriyan.blogfa.com/post-19. 15/6/87 نوشته شده توسط ناصر صنعتي 11-http://www.mydocument.ir/main/index.php?article=134&type=print-article 12- http://www.academist.ir/?p=582 13-http://www.academist.ir/?p=584 15/6/87 14- http://abdollahzade4u.blogfa.com 15-http://www.salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=7434&cat=7 16-http://www.salamatnews.com/ViewNews.aspx?ID=13&cat=1 17-http://www.salamatnews.com/ViewNews.aspx?ID=13&cat=1 18-http://www.salamatnews.com/ViewNews.aspx?ID=5490&cat=7 19-http://www.salamatnews.com/ViewNews.aspx?ID=3081&cat=8 20-http://www.salamatnews.com/ViewNews.aspx?ID=5682&cat=7 21-http://www.salamatnews.com/ViewNews.aspx?ID=2044&cat=8 22http://www.salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=7434&cat=7 23- 24-