تبليغاتX
ن.والقلم و ما يسطرون - هوش مصنوعي
هوش مصنوعي چيست ؟ تعاريف زيادي از هوش مصنوعي شده است که تعدادي از آن تعاريف را بيان مي کنيم :« هوش مصنوعي، دانش ساختن ماشين‌‌ ها يا برنامه‌هاي هوشمند است.» « هوش مصنوعي، شاخه‌ايست از علم كامپيوتر كه ملزومات محاسباتي اعمالي همچون ادراك ، استدلال و يادگيري را بررسي كرده و سيستمي جهت انجام چنين اعمالي ارائه مي‌دهد.» «هوش مصنوعي، مطالعه روش‌هايي است براي تبديل كامپيوتر به ماشيني كه بتواند اعمال انجام شده توسط انسان را انجام دهد.» رؤياي طراحان اوليه كامپيوتر از بابيج تا تورينگ، ساختن ماشيني بود كه قادر به حل تمامي مسائل باشد، البته ماشيني كه در نهايت ساخته شد(كامپيوتر) به جز دسته اي خاص از مسائل قادر به حل تمامي مسائل بود. اما نكته در اينجاست كه اين «تمامي مسائل» چيست؟ طبيعتاً چون طراحان اوليه كامپيوتر، منطق‌دانان و رياضيدانان بودند، منظورشان تمامي مسائل منطقي يا محاسباتي بود. بدين ترتيب عجيب نيست، هنگامي كه فون‌نيومان سازنده اولين كامپيوتر، در حال طراحي اين ماشين بود، كماكان اعتقاد داشت براي داشتن هوشمندي شبيه به انسان، كليد اصلي، منطق(از نوع به كار رفته در كامپيوتر) نيست، بلكه احتمالاً چيزي خواهد بود شبيه ترموديناميك! به هرحال، كامپيوتر تا به حال به چنان درجه‌اي از پيشرفت رسيده و چنان سرمايه‌گذاري عظيمي برروي اين ماشين انجام شده است كه به فرض اين كه بهترين انتخاب نباشد هم، حداقل سهل‌الوصول‌ترين و ارزان‌ترين و عمومي‌ترين انتخاب براي پياده‌سازي هوشمنديست. بنابراين ظاهراً به نظر مي‌رسد به جاي سرمايه‌گذاري براي ساخت ماشين‌هاي ديگر هوشمند، مي‌توان از كامپيوترهاي موجود براي پياده‌سازي برنامه‌هاي هوشمند استفاده كرد و اگر چنين شود، بايد گفت كه طبيعت هوشمندي ايجاد شده حداقل از لحاظ پياده‌سازي، كاملاً با طبيعت هوشمندي انساني متناسب خواهد بود، زيرا هوشمندي انساني، نوعي هوشمندي بيولوژيك است كه با استفاده از مكانيسم‌هاي طبيعي ايجاد شده، و نه استفاده از عناصر و مدارهاي منطقي هوش مصنوعي با كوششهايي در پي ساختن نظامهاي رايانه‌اي (سخت افزار و نرم افزار) است كه رفتاري انسان وار داشته باشند. چنين نظامهاي توان يادگيري زبانهاي طبيعي انجام وظيفه‌هاي انساني (بصورت مصنوعي ـ روباتيك), كاربرد دستگاههايي كه رفتار و گفتارشان را نمايش مي‌دهد, و رقابت با خبرگي و توان تصميم‌گيري انسان را خواهد داشت. اين نظامها همچنين توانايي منطقي, استدلال, بينش, و آنچه را در كيفيت انسان سراغ داريم, به نمايش خواهند گذاشت عوامل مهم ديگر در اين ميان (دستگاههاي هوشمند) است, سخت افزارهايي كه چنين وظيفه‌هايي را انجام خواهند داد. هيچ يك از دستگاههاي موجود تا كنون نتوانسته‌اند به كيفيت‌هاي انساني ياد شده نزديك شوند, ولي از سوي ديگر كاركردشان هيجان‌انگيز ميباشد. هوش مصنوعي اينك داغ ترين و بحث انگيزترين موضوع در ميان خبرگان دانش رايانه و اطلاعات است., اينك موجودي در رتبه‌اي پايين تر, بي جان, و مصنوعي, مي خواهد سردمدار انقلاب فرهنگي نوين شود, امري كه بيشتر انسانها با آن مخالفند. انتقاد كنندگان از پژوهشهاي هوش مصنوعي چنين استدلال مي‌كنند كه صرف زمان و منابع ارزشمند ديگر در راه ساخت فراورده‌اي كه پر از نقص و كاستي و دست‌آوردهاي مثبت بسيار اندكي است, مايه بد نام كردن و زير پا گذاشتن توانمنديها و هوشمنديهاي انسان مي باشد. تلخ ترين انتقادها بر اين باور است كه هوش مصنوعي توهين آشكار به گهر طبيعت و نقش انسان است. پشتيبانان اين پژوهشها هدف خود را بسيار شرافتمندانه و حاكي از درك درست از انسان مي‌دانند كه مي‌خواهد تا بدين وسيله در گسترش دانش و تجربه‌ها بكوشد. هوش مصنوعي چنانچه به هدفهاي خود برسد, جهش بزرگي در دستيابي بشر به ثروت و رفاه بيشتر خواهد بود . تاريخچه هوش مصنوعي تلاش در راه برخوردار نمودن رايانه از تواناييهاي شناخت و تقليد جنبه‌هاي هوشي انسان, از دهه 1950 ميلادي آغاز شده است. در سال 1965 گروهي از دانشمندان از جمله ماروين مينسكي1 (از دانشگاه فني ماساچوست) كلود شانن2 (از آزمايشگاه نامدار بل) و جان مك كارثي3 (از دانشگاه دارت موث), همايشي در دارت موث4 ـ كانادا برگزار نمودند تا در اين زمينه به گفتگو بپردازند. جان مك كارثي دانيشار كرسي رياضي دانشگاه و ميزبان همايش, عنوان (هوش‌مصنوعي) را بر اين نشست نهاد. از آن زمان تا كنون ميان خبرگان, شكاكان, روزنامه نگاران, و دانشمندان آگاه و جدي همچنين بحث در مفهوم (هوش مصنوعي) جريان دارد . هوش مصنوعي به خودي خود علمي است كاملاً جوان. در واقع بسياري شروع هوش مصنوعي را 1950 مي‌ دانند زماني كه آلن تورينگ مقاله دوران‌ساز خود را در باب چگونگي ساخت ماشين هوشمند نوشت (آنچه بعدها به تست تورينگ مشهور شد) تورينگ درآن مقاله يك روش را براي تشخيص هوشمندي پيشنهاد مي‌كرد. اين روش بيشتر به يك بازي شبيه بود. فرض كنيد شما در يك سمت يك ديوار (پرده يا هر مانع ديگر) هستيد و به صورت تله تايپ باآن سوي ديوار ارتباط داريد و شخصي از آن سوي ديوار از اين طريق با شما در تماس است. طبيعتاً يك مكالمه بين شما و شخص آن سوي ديوار مي‌تواند صورت پذيرد. حال اگر پس از پايان اين مكالمه، به شما گفته شود كه آن سوي ديوار نه يك شخص بلكه (شما كاملاً از هويت شخص آن سوي ديوار بي‌خبريد) يك ماشين بوده كه پاسخ شما را مي‌داده، آن ماشين يك ماشين هوشمند خواهد بود، در غير اين صورت(يعني در صورتي كه شما در وسط مكالمه به مصنوعي بودن پاسخ پي ببريد) ماشين آن سوي ديوار هوشمند نيست و موفق به گذراندن تست تورينگ نشده است. بايد دقت كرد كه تورينگ به دو دليل كاملاً مهم اين نوع از ارتباط(ارتباط متني به جاي صوت) را انتخاب كرد. اول اين كه موضوع ادراكي صوت را كاملاً از صورت مساُله حذف كند و اين تست هوشمندي را درگير مباحث مربوط به دريافت و پردازش صوت نكند و دوم اين كه بر جهت ديگري هوش مصنوعي به سمت نوعي از پردازش زبان طبيعي تاكيد كند. افق‌هاي هوش مصنوعي در 1943،Mcclutch (روانشناس، فيلسوف و شاعر) و Pitts (رياضيدان) طي مقاله‌اي، ديده‌هاي آن روزگار درباره محاسبات، منطق و روانشناسي عصبي را تركيب كردند. ايده اصلي آن مقاله چگونگي انجام اعمال منطقي به وسيله اجزاي ساده شبكه عصبي بود. اجزاي بسيار ساده (نورون‌ها) اين شبكه فقط از اين طريق سيگنال هاي تحريك و توقيف با هم درتماس بودند. اين همان چيزي بود كه بعدها دانشمندان كامپيوتر آن را مدارهاي (And) و (OR) ناميدند و طراحي اولين كامپيوتر در 1947 توسط فون نيومان عميقاً از آن الهام مي‌گرفت. امروز پس از گذشته نيم‌قرن از كار Mcclutch و Pitts شايد بتوان گفت كه اين كار الهام بخش گرايشي كاملاً پويا و نوين در هوش مصنوعي است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 20:54  توسط سید حسین عبداالله زاده  |