مــقــدمــه
بنابر
گواهى
متون تاريخى، در اكثر قريب به اتفاق ملتها و آيينهاى جهان، حجاب
در بين
زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاريخ، فراز و نشيبهاى زيادى
را طى
كرده و گاهى با اعمال سليقه حاكمان، تشديد يا تخفيف يافته است، ولى
هيچگاه
بطور كامل از بين نرفته است. مورّخان به ندرت از اقوام بدوى كه
زنانشان
داراى پوشش مناسب نبوده ويا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر مىشدند، ياد مىكنند.
دانشمندان، تاريخ
حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل تاريخ و عصر حجر نسبت مىدهند. كتاب «زن
در آينه تاريخ» پس از طرح مفصل علل و عوامل تاريخى حجاب، مىنويسد: با
توجه به علل ذكر شده و بررسى آثار و نقوش به دست آمده، پيدايش حجاب به
دوران پيش از مذاهب مربوط مىشود؛ و به اين دلايل، عقيده عدهاى كه مىگويند «مذهب» موجد حجاب
مىباشد، صحت ندارد، ولى بايد پذيرفت كه در دگرگونى و تكميل آن بسيار موءثر بوده است.
لزوم پوشيدگی زن در
برابر مرد بيگانه يكی از مسائل مهم اسلامی است . در خود قرآن كريم درباره اين مطلب
تصريح شده است . عليهذا در اصل مطلب از جنبه اسلامی نمیتوان ترديد كرد . پوشيدن زن خود را از
مرد بيگانه يكی از مظاهر لزوم حريم ميان مردان و زنان اجنبی است ، همچنانكه عدم
جواز خلوت ميان اجنبی و اجنبيه يكی ديگر از مظاهر آن است . اين بحث را در
چند بخش بايد رسيدگی كرد.
الف )آيا
پوشش از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمين
به
غير
مسلمين سرايت كرده است ؟ يا از مختصات اسلام و مسلمين نيست و
در
ميان
ملل ديگر قبل از اسلام نيز وجود داشته است ؟
ب)علت
پوشش چيست ؟
چنانكه میدانيم در
ميان
حيوانات هيچگونه حريمی ميان جنس نر و جنس ماده وجود ندارد ، آنها آزادانه
با
يكديگر معاشرت میكنند . قاعده اولی طبيعی اين است كه افراد انسان نيز چنين باشند . چه
موجبی سبب شده كه ميان جنس زن و مرد حريم و حائلی به صورت پوشيدگی زن يا به صورت ديگر به
وجود آيد ؟
مفهوم لغوى
حجاب
به گفته اهل لغت اين
واژه به صورت متعدى و به معناى در پرده قرار دادن به كار مى رود. ابن دريد مى
گويد: «حجبت الشىء. .. اذا سترته، و الحجاب: السِّتر...، احتجبت الشمس فى السحاب اذا تستترت
فيه. حجاب، پوششى است كه روى شىء را فرا مى گيرد و حجاب يعنى پرده...،
زمانى كه خورشيد در ابر فرو مى رود عرب مى گويد: احتجبت الشمس فى السحاب».
فيومى اين واژه را چنين توضيح مى دهد:
حجب فعلى متعدى است
و به معناى مانع شدن به كار مى رود. به پرده، حجاب مى گويند، زيرا مانع از ديدن
است، و به دربان، حاجب گفته مى شود، زيرا وى مانع از ورود افراد است. اين
واژه در اصل بر موانع جسمانى اطلاق مى گردد، ولى برخى مواقع به موانع معنوى
نيز حجاب گفته مى شود.
از
گفتار اهل لغت مى توان نتيجه گرفت كه در زبان عرب، حجاب به پوششى
گفته مى
شود كه مانع از ديدن شيئى پوشانده شده مى شود. شهيد مطهرى نتيجه
تحقيقات
لغوى خود را درباره اين واژه، چنين بيان مى كند:
كلمه حجاب هم به
معنى پوشيدن است و هم به معنى پرده و حاجب، بيشتر استعمالش به معنى پرده است. اين
كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مى دهد كه پرده وسيله پوشش است و شايد بتوان گفت
كه به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نيست; آن پوشش حجاب ناميده مى شود كه از
طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.
اين
واژه در قرآن و حديث نيز با عنايت به همين معناى لغوى به كار رفته و معناى خاصى
پيدا نكرده است. شهيد مطهرى مى فرمايد:
در قرآن كريم در داستان سليمان غروب خورشيد را
اين طور توصيف مى كند: «حتى توارت بالحجاب» يعنى تا آن وقتى كه خورشيد در پشت پرده مخفى شد. تعبير حجاب با همين
معنا در آيه 51 سوره شورى و نيز در آيه 53 سوره احزاب به كار برده شده است... . در
دستورى كه امير المومنين(عليه السلام) به مالك اشتر نوشته است مى فرمايد:
«فلا تطولن احتجابك عن رعيتك» يعنى در ميان مردم باش كمتر خود را در اندرون خانه از مردم
پنهان كن. حاجب و دربان تو را از مردم جدا نكند بلكه خودت را در معرض
ملاقات و تماس مردم قرار ده.
مفهوم
اصطلاحى حجاب
حجاب
در علومى چون عرفان و طب و شايد ديگر علوم، اصطلاح خاصى دارد.اما
در
مسئله مورد بحث اين نوشتار كه مسئله اى فقهى است داراى معناى خاصى
نيست.
اين واژه در فقه در معناى لغوى خود كه همان پرده حائل ميان دو چيز
باشد به
كار رفته و معناى جديدى براى آن ايجاد نشده بود. در دوران متأخر
اين
واژه معناى اصطلاحى خاصى پيدا كرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است. شهيد مطهرى در اين
باره مى فرمايد:
استعمال كلمه حجاب در
مورد پوشش زن اصطلاح نسبتاً جديدى است. در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه
ستر كه به معنى پوشش است به كار مى رفته است. فقها چه در كتاب الصلوة و
چه در كتاب النكاح كه متعرض اين مطلب شده اند كلمه ستر را به كار برده اند نه كلمه حجاب
را. بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمى شد و ما هميشه همان كلمه پوشش
را به كار مى برديم، زيرا چنان كه گفتيم معنى شايع لغت حجاب، پرده است و اگر
در مورد پوشش به كار برده مى شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و
همين امر موجب شده كه عده زيادى گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه
پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. پوشش زن در اسلام اين
است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خود
نمايى نپردازد. آيات مربوطه همين معنى را ذكر مى كند و فتواى فقها هم
مؤيد همين مطلب است... در آيات مربوطه، لغت حجاب به كار نرفته است. آياتى كه
در اين باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب حدود
پوشش و تماس هاى زن و مرد را ذكر كرده است بدون آن كه كلمه حجاب را به كار
برده باشد. آيه اى كه در آن كلمه حجاب به كار رفته است مربوط است به زنان
پيغمبر اسلام (ص). و
آيه 53 از سوره مباركه احزاب بدان مناسبت نازل گشته واين آيه به نام آيه حجاب
موسوم شده است.
اين آيه در سال پنجم هجرت و بمناسبت زفاف رسول خدا
"ص" با زينب بنت جحش نازل گرديد و از آن روز دستور حجاب يعنى در پرده بودن
زنان پيغمبر "ص" صادر شد.
داستان را
بدين شرح نقلم مي كنند: پيغمبر اكرم بدين مناسبت وليمهاى ترتيب داد، فرمود خرما و
پَسَتى فراهم نمودند و گوسفندى ذبح نمودند، و انس گويد: مادرم باديهاى حلوا كه از
خرما و روغن تركيب شده بود حاضركرد، و آن حضرت مرا فرمود كه اصحاب را بطعام دعوت
كنم، من همه اصحاب را بصرف طعام خواندم، گروه گروه مىآمدند و مي خوردند و بيرون
مي شدند، به حضرت عرض كردم: هر كه راديدم دعوت نمودم، ديگر كسى نمانده كه غذا
نخورده باشد .فرمود: پس بساط طعام برچينيد، بساط جمع شد اما سه نفر بجاى خود
ماندند و بيرون نشدند و سرگرم سخن گفتن و گفتگو با يكديگر بودند، پيغمبر
"ص" خود از نزد آنها برخاست من نيز باتفاق آنحضرت از حجره بيرون شدم كه
آنها برخيزند، پيغمبر "ص" قدم زنان تا به حجره عايشه رفت و گمان كرد
بيرون رفتهاند، بازگشت و من نيز بازگشتم اما ديديم هنوز نشستهاند، دراين حال اين
آيه نازل شد
قول ديگر
اينكه روزى پيغمبر "ص" در حجره عايشه با يكى از اصحاب مشغول صرف طعام
بود، در اين حال دست آن صحابى بدست عايشه اصابت كرد، پيغمبر"ص" سخت
رنجيده خاطر گشت، كه اين آيه فرود آمد: يا ايها الذينآمنوا لا تدخلوا بيوت النبى
الاّ ان يؤذن لكم الى طعام غير ناظرين اناه و لكن اذادعيتم فادخلوا فاذا طعمتم
فانتشروا و لا مستأنسين لحديث ان ذلكم كان يؤذى النبى فيستحيى منكم و اللَّه لا
يستحيى من الحق و اذا سالتموهن متاعا فاسئلوهن من وراءحجاب ذلكم اطهر لقلوبكم و
قلوبهن ؛ اى كسانى كه بخدا ايمان آوردهايد بخانههاى پيامبر درنيائيد مگر اينكه
شما را اذن دهد و بر سفره طعامش دعوت كند، در آن حال هم نبايد زودتر از وقت مقرر
آمده بظروف غذا چشم انتظار گشائيد، بلكه موقعى كه دعوت شدهايد بيائيد، و چون غذا
تناول نموديد زود از پى كار خود رفته متفرق شويد، نه اينكه در آنجا براى سرگرمى و
انس به گفتگو با يكديگر بپردازيد، كه اين كار، پيغمبررا آزار مي دهد و او بشما از
شرم اظهار نمي دارد ولى خدا را از شما بر اظهار حق خجلتى نيست، و هر گاه از زنان
رسول متاعى مي طلبيد از پس پرده طلب كنيد كه حجاب براى آن كه دلهاى شما و آنها پاك
و پاكيزه بماند بهتر است، و نبايد هرگز رسول خدارا "در حيات" بيازاريد و
نه پس از وفات هيچگاه زنانش را بنكاح خويش درآوريد كه اينكار نزد خدا بسيار بزرگ
است "احزاب: 53"
پس از نزول اين آيه حضرت رسالت
پناه امرفرمود كه مؤمنان جز از پس پرده با زنان آن حضرت سخن نگويند .."مجمع البيان"
معناى اصطلاحى جديد اين واژه، عبارت است از پوششى
كه زن در برابر نامحرمان بايد استفاده كند و از جلوه گرى و خود
نمايى بپرهيزد. در اين نوشتار نيز همين معناى اصطلاحى مورد نظر است، نه
پرده نشينى زنان. ترديدى نيست كه حجاب در اين اندازه يكى از احكام مشترك
اديان ابراهيمى و از احكام ضرورى اسلام بوده و همه طوايف اسلامى بر آن
اتفاق نظر دارند.
تاريخچه حجاب
:
1-پوشش زن در يونان و روم باستان
2- پوشش زن در ايران باستان
3- وضعيت حجاب در ميان اقوام
يهود:
4- پوشش زن در اديان بزرگ الهى
5- پوشش زنان عرب قبل از اسلام
پوشش زن در
يونان و روم باستان
دايرهالمعارف
لاروس
درباره پوشش زنان يونان باستان مىگويد: زنان يونانى در دورههاى
گذشته،
صورت و اندامشان را تا روى پا مىپوشاندند. اين پوشش كه شفاف و
بسيار
زيبا بود، در جزاير كورس و اِمِرجوس و ديگر جزاير ساخته مىشد. زنان
فنيقى
نيز داراى پوششى قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلاى كلمات
قديمىترين
موءلفين يونانى نيز به چشم مىخورد؛ حتى «بنيلوب» (همسر پادشاه «عوليس» فرمانرواى
ايتاك) نيز با حجاب بوده است. زنان شهر «ثيب» داراى حجاب خاصى بودهاند، بدين صورت
كه حتى صورتشان را نيز با پارچه مىپوشاندند. اين پارچه داراى دو منفذ بود كه جلوى
چشمان قرار مىگرفت تا بتوانند ببينند. در «اسپارته» دختران تا موقع
ازدواج آزاد بودند، ولى بعد از ازدواج خود را از چشم مردان مىپوشاندند.
نقشهايى كه بر جاى مانده، حكايت مىكند كه زنان سر را مىپوشانده، ولى
صورتهايشان باز بوده است، و وقتى به بازار مىرفتند، بر آنان واجب بوده است كه
صورتهايشان را بپوشانند؛ خواه باكره و خواه داراى همسر باشند.
حجاب در بين زنان سيبرى و ساكنان آسياى صغير و زنان شهر ماد (و فارس و عرب)
نيز وجود داشته است. زنان رومانى از حجاب شديدترى برخوردار بودهاند، به طورى كه وقتى از
خانه خارج مىشدند، با چادرى بلند تمام بدن را تا روى پاها مىپوشاندند و
چيزى از برآمدگىهاى بدن مشخص نمىشد.
يكى از تاريخ
نويسان
غربى نيز شواهد زيادى دال بر وجود حجاب در بين زنان يونان و روم
باستان
آورده است. او درباره «الهه عفت» كه يكى از خدايان يونان باستان
است،
مىگويد: «آرتميس»، الهه عفت است و عالىترين نمونه (و الگو براى) دختران جوان به شمار
مىآيد. داراى بدنى نيرومند و ورزيده و چابك و به زيور عفّت و تقوا آراسته است.
همچنين درباره
مردم
يكى از قبائلى كه نهصد سال قبل از ميلاد زندگى مىكردهاند، آمده است : «بالاتر از ارمينان و
در كنار درياى سياه، «سكّاها» بيابانگردى مىكردند. آنها مردم وحشى و درشت
اندام قبائل جنگى نيمه مغول و نيمه اروپايى بسيار نيرومندى بودند كه در ارابه به
سرمىبردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه مىداشتند.» اين مورّخ در جاى
ديگر
مىگويد: «زنان فقط در صورتى مىتوانند خويشان و دوستان خود را
ملاقات
كنند و در جشنهاى مذهبى و تماشاخانهها حضور يابند كه كاملاً در
حجاب
باشند.
پوشش زن در ايران باستان
در جلد اول "
تاريخ تمدن " صفحه 552 راجع به ايرانيان قديم میگويد : " در زمان زردشت زنان منزلتی عالی
داشتند
، با كمال آزادی و با روی گشاده در ميان مردم آمد و شد میكردند . .
. " . آنگاه
چنين میگويد
" پس
از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد . زنان فقير چون برای
كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزاد ی خود را حفظ كردند ولی در
مورد زنان ديگر ، گوشهنشينی زمان حيض كه برايشان واجب بود رفته
رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگی اجتماعيشان را فرا گرفت ، و اين امر
خود
مبنای پردهپوشی در ميان مسلمانان به شمار میرود .
زنان
طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش دارد از خانه بيرون بيايند
، و هرگز به آنان اجازه داده نمیشد كه آشكارا با مردان آميزش كنند . زنان شوهردار حق
نداشتند هيچ مردی را ولو پدر با برادرشان باشد ببينند . در
نقشهائی
كه از ايران باستان بر جای مانده هيچ صورت زن ديده نمیشود و نامی از
ايشان به نظر نمیرسد چنانكه ملاحظه میفرمائيد حجاب
سخت و
شديدی در ايران باستان حكمفرما بوده ، حتی پدران و برادران نسبت
به زن شوهردار نامحرم شمرده میشدهاند.
به عقيده ويل دورانت
مقررات
شديدی كه طبق رسوم و آئين كهن مجوسی درباره زن حائض اجرا میشده كه
در اتاقی محبوس بوده ، همه از او در مدت عادت زنانگی دوری
میجستهاند
و از معاشرت با او پرهيز داشتهاند سبب اصلی پيدا شدن
حجاب در ايران باستان بوده است . در ميان يهوديان
نيز
چنين مقرراتی درباره زن حائض اجرا میشده است
از دائرهالمعارف
لاروس نيز به دست مىآيد كه حجاب در بين مادها و پارسها وجود داشته
است. همچنين در تفسير اثنىعشرى آمده است: «تاريخ نشان مىدهد كه حجاب
در فرس قديم وجود داشته است». در كيش «مازديسنى» نامه شت مهاباد، آيه 90
گويد: زن خواهيد و جفت گيريد و هم خوابه ديگرى را نبينيد و بر او منگريد
و با او مياميزيد.»
نصوصى
كه
بيانگر حجاب زنان ايران باستان است، نشان مىدهد كه زنان در دورههاى
مختلفى
چون دوره مادها، پارسىها (هخامنشيان)، اشكانيان و سامانيان داراى
حجاب و
پوشش بودهاند، كه به چند نمونه آن اشاره مىشود:
پو شش
زن در دوره مادها
در
كتاب
«پوشاك باستانى ايرانيان» آمده: «اصلى كه بايد در نظر داشت، اين است
كه طبق
نقوش برجسته و مجسمههاى ما قبل ميلاد، پوشاك زنان آن دوره (مادها( از لحاظ شكل (با كمى
تفاوت) با پوشاك مردان يكسان است.»
وى
در
ادامه براى توضيح نقوش بر جاى مانده مىنويسد: «مرد و زن به واسطه
اختلافى
كه ميان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تميز داده مىشوند. به نظر
مىرسد
كه زنان پوششى نيز روى سر خود گذاردهاند و از زير آن گيسوهاى
بلندشان
نمايان است.»
دوره
پارسىها (هخامنشيان)
پارسىها
به
وسيله كوروش، دولت ماد را از ميان برداشته و سلسله هخامنشى را تأسيس
كردند.
آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاك خاص زنان اين
دوره
آمده است: «از روى برخى نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومى برمىخوريم كه پوششى جالب دارند.
پيراهن آنان پوششى ساده و بلند يا داراى راسته چين و آستين كوتاه است. به
زنان ديگر آن دوره نيز برمىخوريم كه از پهلو به اسب سوارند. اينان چادرى
مستطيل بر روى همه لباس خود افكنده و در زير آن، يك پيراهن با دامن بلند
و در زير آن نيز، پيراهن بلند ديگرى تا به مچ پا نمايان است.»
همچنين
در جايي ديگر ازتاريخ تمدن ويل دورانت چنين آمده است : « ... غالب ايشان لباس هايي
مانند مردم ماد بر تن مي کردند . بجز دو دست ، باز گذاشتن هريک از قسمت هاي بدن را
خلاف ادب مي شمردند به همين جهت سر تا پاي ايشان با سر بند يا کلاه تا پا پوش
پوشيده بود ، شلواري سه پارچه و پيراهني کتاني و دو لباس رو مي پوشيدند که آستين
آنها دست ها را مي پوشانيد و کمر بندي بر ميان خود مي بستند ... » .
دوره
اشكانيان
در اين
دوره
نيز همانند گذشته، حجاب زنان ايرانى كامل بوده است. در اين باره چنين
مىخوانيم:
«لباس زنان اشكانى پيراهنى بلند تا روى زمين، گشاد، پرچين، آستيندار و يقهراست بوده است.
پيراهن ديگرى داشتهاند كه روى اولى مىپوشيدند و قد اين يكى نسبت به اولى كوتاه و
ضمناً يقهباز بوده است. روى اين دو پيراهن چادرى سرمىكردند.»
در
جاى ديگر آمده است: «چادر زنان اشكانى به رنگهاى شاد و ارغوانى و يا سفيد
بوده
است. گوشه چادر در زير يك تخته فلزى بيضى منقوش يا دكمه كه به وسيله
زنجيرى
به گردن افكنده شده، بند است. اين چادر به نحوى روى سر مىافتاده
كه
عمامه (نوعى كلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها مىپوشانيده است.»
در
كتاب
«پارتيان» نيز آمده است: «زنان عهد اشكانى قبايى تا زانو بر تن
مىكردند،
با شنلى كه بر سر افكنده مىشد و نيز نقابى داشتند كه معمولاً
به پس
سر مىآويختند».
دوره
ساسانيان
در اين
دوره اردشير
پسر بابك با استفاده از ضعف اشكانيان، سلسله ساسانيان را بنيان نهاد و دين زرتشت را دين
رسمى كشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشكدههاى ويران را بازسازى نمود. زنان در اين
دوره كه احكام دينى زرتشتيان در كشور اعمال مىشده است، همچنان داراى
حجاب كامل بودند. در مورد پوشاك زنان چنين آمده است: «چادر كه از
دورههاى پيش مورد استفاده بانوان ايران بوده است، در اين دوره نيز به صورت
مختلف مورد استعمال داشته است.»
حجاب زنان در اين
دوره چنان اهميتى داشت كه «حتى لباس هنرپيشگان زن، مانند لباسهاى بلند ساير
بانوان، تا پشت پا كشيده شده است.»
براى
اثبات
توجه زنان در اين دوره به حجاب، كافى است اين نقل تاريخى را از
منابع اسلامى
مرور كنيم: هنگامى كه سه تن از دختران كسرى، پادشاه ساسانى، را با ثروت فراوانى از اموال،
براى عمر آوردند، شاهزادگان ايرانى را در برابر عمر در حالىكه با پوشش و
نقاب، خود را پوشانده بودند، ايستاندند، خليفه دستور داد، با آوازى بلند
بر آنان فرياد كشند كه: پوشش از چهره برگيريد تا مسلمانان آنها را ببينند و خريداران
پول بيشترى به پاى آنها بريزند. دوشيزگان ايرانى از برهنه كردن صورت
خوددارى كردند و مشت بر سينه نماينده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند.
خليفه خشمناك شد و خواست با تازيانه آنان را بيازارد، در حاليكه شاهزادگان
ايرانى مىگريستند. حضرت على(عليهالسلام) به عمر فرمودند: در رفتارت مدارا
كن؛ از پيغمبر خدا(صلىاللهعليهوآله) شنيدم كه مىفرمود : «بزرگ و شريف هر قومى را
كه خوار و فقير شده، گرامى بداريد». عمر پس از شنيدن فرمايش حضرت على (عليهالسلام)
آتش خشمش فرو نشست. سپس حضرت اضافه كرد: «با دختران ملوك نبايد معامله دختران بازارى
(كنيزان) كرد.»
وضعيت حجاب در ميان اقوام يهود:
ويل
دورانت در صفحه 30 جلد 12 " تاريخ تمدن " ( ترجمه فارسی
(
راجع
به قوم
يهود و قانون تلمود مینويسد : . " اگر زنی به نقض قانون يهود میپرداخت چنانكه مثلا بی
آنكه چيزی بر سر داشت به ميان مردم میرفت و يا در شارع عام نخ میرشت يا با هر
سنخی
از
مردان درد دل میكرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانهاش
تكلم
مینمود
همسايگانش میتوانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را
طلاق دهد " . عليهذا حجابی كه در قوم يهود معمول بوده
است از
حجاب اسلامی بسی سختتر و مشكلتر بوده است .
پوشش زن در اديان
بزرگ الهى
حجاب در شريعت حضرت
ابراهيم(ع)
در
آئين
مقدس حضرت ابراهيم (عليهالسلام) مسأله پوشش زنان، حائز اهميت بوده
است. در
كتاب تورات چنين مىخوانيم: «"رفقه" چشمان خود را بلند كرده و
اسحاق
را ديد و از شتر خود فرود آمد، زيرا از خادم پرسيد: اين مرد كيست كه
در صحرا
به استقبال ما مىآيد؟ خادم گفت: آقاى من است. پس برقع خود راگرفته، خود را پوشانيد.»
از
اين بيان روشن مىشود كه پوشش زن در مقابل نامحرم در شريعت حضرت ابراهيم
(عليهالسلام( وجود داشته است؛ زيرا «رفقه» در مقابل اسحاق كه به او نامحرم بود، از
شتر پياده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نيفتد.
حجاب در
آيين يهود
در
اصول
اخلاقى «تلمود» كه يكى از كتابهاى مهم دينى و در حقيقت فقه مدون و
آيين
نامه زندگى يهوديان است، آمده: «اگر زنى به نقض قانون يهود مىپرداخت، چنانچه مثلاً بىآنكه
چيزى بر سر داشت به ميان مردم مىرفت و يا در شارع عام نخ مىرشت يا با هر سنخى از مردان
درد دل مىكرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانهاش تكلّم مىنمود،
همسايگانش مىتوانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون
پرداخت مهريه او را طلاق دهد.»
حجاب در
آيين مسحيت
در كتاب
انجيل آمده است: پولس در رساله خود به قدنتيان تصريح مىكند:
« اما
مىخواهم
شما بدانيد كه سر هر مرد، مسيح است و سر زن، مرد و سر مسيح، خدا. هر مردى كه سرپوشيده
دعا يا نبوت كند سر خود را رسوا مىنمايد. اما هر زنى كه سربرهنه دعا كند، سر خود را
رسوا مىسازد؛ زيرا اين چنان است كه تراشيده شود. زيرا اگر زن نمىپوشد، موى را نيز
ببرد و اگر زن را موى بريدن يا تراشيدن قبيح است، بايد بپوشد؛ زيرا كه
مرد را نبايد سر خود را بپوشد چون كه او صورت و جلال خداست، اما زن جلال
مرد است؛ زيرا كه مرد از زن نيست، بلكه زن از مرد است و نيز مرد به جهت زن
آفريده نشده، بلكه زن براى مرد. از اين جهت زن مىبايد عزتى بر سر داشته
باشد، به سبب فرشتگان... در دل خود انصاف دهيد آيا شايسته است كه زن ناپوشيده نزد
خدا دعا كند.» پس در جايى كه براى دعا بايد سر زن پوشيده باشد، به هنگام
روبه رو
شدن با نامحرم پوشش سر لازمتر خواهد بود.
و
نيز در
انجيل، در رساله پولس، به تيموتاوءس مىگويد: «و همچنين زنان خود
را
بيارايند به لباس حيا و پرهيز، نه به زلفها و طلا و مرواريد و رخت
گرانبها،
بلكه چنان كه زنانى را مىشايد كه دعواى ديندارى مىكنند به اعمال صالحه.»
پوشش زنان عرب قبل از اسلام
شواهد متعددى از قرآن
حاكى از اين نكته است كه در جامعه عرب قبل از اسلام زنان براى حضور در اجتماع
از پوشش مناسب و مطلوبى برخوردار نبودند. به همين دليل همسران پيامبر ـ صلوات اللّه و سلامه
عليه و آله ـ از متابعت آن الگو منع مى شوند:
يا
نِسَاء النَّبِى لَسْتُنَّ كَأَحَد مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ
بِالْقَوْلِ فَيطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا*
وَقَرْنَ فِى بُيوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيةِ
الْأُولَى; اى همسران پيامبر شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر ]نيستيد اگر سر
پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آن كه در دلش بيمارى است طمع ورزد و
گفتارى شايسته گوييد. و در خانه هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت
قديم زينت هاى خود را آشكار مكنيد.
دستورهاى اصلاحى
اسلام نسبت به پوشش زنان نيز حاكى از برخى نقص ها و كاستى ها در پوشش زنان آن دوره و
فاصله آن با پوشش مورد سفارش اسلام است:
يا أَيهَا النَّبِى
قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يدْنِينَ
عَلَيهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يعْرَفْنَ فَلَا يؤْذَينَ
وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا; اى پيامبر به زنان و دخترانت و به
زنان مؤمنان بگو پوشش هاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آن كه شناخته
شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديك تر است و خدا آمرزنده مهربان است.
همين نكته، از آيات سوره نور نيز كه درباره آن ها بحث خواهد شد،
فهميده مى شود. شأن نزول آيه 30 سوره نور اشاره اى به كيفيت پوشش قبل از دستور حجاب دارد. در اين شأن
نزول
آمده است «كان النسا يتقنعن خلف آذانهن; زنان دنباله مقنعه خود را به
پشت گوش
هاى خود مى انداختند» بنا بر اين، گلو و بنا گوش آن ها هويدا بود. تاريخ پژوهان نيز اين
نكته را كه زنان جزيرة العرب از حجاب مناسبى برخوردار نبودند، تأييد مى كنند.
حجاب در قرآن
مسئله حجاب در دو
سوره از سوره هاى قرآن مطرح شده است. ابتدا اين نكته به طور اجمال در سوره احزاب آيه
59 مطرح شده، و سپس با تفصيل بيشتر در سوره نور آمده است:
و
َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيحْفَظْنَ
فُرُوجَهُنَّ
وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ
عَلَى جُيوبِهِنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ
آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء
بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوَانِهِنَّ أَوْ
بَنِى أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيمَانُهُنَّ
أَوِ التَّابِعِينَ غَيرِ أُوْلِى الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ
الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا
يضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيعْلَمَ مَا يخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ
وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ
تُفْلِحُونَ; و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو
بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آن چه طبعاً از
آن پيداست، و بايد روسرى خود را بر گردن خويش [فرو] اندازند و
زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا
پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران
خواهرانشان يا زنان (همكيش) خود يا كنيزانشان يا خدمت كاران مرد كه [از زن ]بى
نيازند يا كودكانى كه بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نكرده اند آشكار نكنند
و پاهاى خود را [به گونه اى به زمين ]نكوبند تا آنچه از زينت شان
نهفته مى دارند معلوم گردد. اى مؤمنان!همگى [از مرد و زن ]به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار
شويد.
وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِى لَا يرْجُونَ نِكَاحًا
فَلَيسَ
عَلَيهِنَّ جُنَاحٌ أَن يضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيرَ مُتَبَرِّجَات
بِزِينَة
وَ أَن يسْتَعْفِفْنَ خَيرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ; و بر زنان از كار
افتاده اى كه [ديگر ]اميد زناشويى ندارند گناهى نيست كه پوشش خود را كنار نهند
[به شرطى كه] زينتى را آشكار نكنند، و عفت ورزيدن براى آن ها بهتر است و
خدا شنواى داناست.
در
شأن نزول آيه 30 سوره نور « قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم ويحفظوا
فروجهم...»
جناب كلينى به سند خويش از سعد اسكاف نقل مى كند كه امام باقر(عليه السلام)فرمود:
جوانى
از جماعت انصار در شهر مدينه با زنى روبه رو شد. در آن زمان زنان پوشش سر خود را پشت گوش هاى
خود مى انداختند [در نتيجه، بنا گوش و گردن ايشان هويدا بود. ]وقتى زن از كنار وى گذشت
جوان سر را به عقب برگرداند و هم چنان كه راه مى رفت وى را نظاره مى
كرد و وارد كوچه اى شد و در حالى كه به پشت سر خود نگاه مى كرد به راه خود
ادامه داد كه صورتش به استخوان يا تكه شيشه اى كه از ديوار بيرون زده بود
برخورد كرد و شكست. وقتى آن زن از نظرش محو شد نگاه كرد و ديد كه بدن و لباسش خونين شد.
[به خود آمد] و گفت: به خدا سوگند خدمت رسول خدا مى رسم و او را از اين
مسئله خبر دار مى كنم. پس خدمت رسول خدا شرفياب شد. پيامبر از حال وى جويا
شد و او جريان را به اطلاع آن جناب رساند. پس جبرئيل نازل شد و اين آيه را
آورد:
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم ويحفظوا فروجهم ذلك أزكى لهم إنّ
الله
خبيرٌ بما يصنعون.
سيوطى
نيز اين شأن نزول را به نقل از ابن مردويه از امام على(عليه السلام)نقل كرده است. از اين شأن
نزول مى توان استنباط كرد كه اولين آياتى كه در تشريع حجاب و بيان محدوده نظر نازل
شده، همين آيات سوره نور است.
گزارش هاى تاريخى
حاكى از آن است كه مسلمانان بعد از نزول اين آيات، رويه متفاوتى را پيش گرفتند و با
شنيدن اين آيات به ضرورت ايجاد تغييرات و دگرگونى هايى در چگونگى پوشش
زنان پى بردند و به همين دليل بعد از نزول اين آيات، زنان با پوشش هاى
متفاوتى در اجتماع حاضر مى شدند. مثلا طبرى244)ـ310 ق) در تفسير خود آورده است: عن عائشه زوج النبى(صلى
الله عليه وآله) انّها قالت يرحم الله النساء المهاجرات الاول لما انزل
الله«وليضربنّ بخمرهنّ...» شققن اكثف مروطهن فاختمرن به; رحمت خدا بر زنان
مهاجر پيشگام باد كه هنگامى كه خداوند فرمان حجاب را نازل فرمود، ضخيم ترين پوشش هاى
پشمين خود را برش داده و با آن سر و گردن خود را پوشاندند.
سيوطى
(849ـ911 ق) نيز به سند خود از ام سلمه نقل مى كند كه بعد از نزول آيه «يدنين عليهن من
جلابيبهن» زنان انصار از منازلشان با پوشش هاى مشكى خارج مى شدند به گونه اى كه
به نظر مى رسيد بر سر ايشان كلاغى نشسته است. به گفته سيوطى اين گزارش
ذيل آيه «وليضربن بخمرهن» از سوره نور نيز در جوامع روايى متعددى نقل شده
است. در كلام ديگرى آمده است كه نزد عايشه از برترى زنان قريش سخن به ميان آمد. او گفت
زنان قريش صاحبان فضيلت اند اما به خدا قسم من در پاى بندى به كتاب خدا و
ايمان به قرآن كسى را برتر از زنان انصار نديدم. وقتى آيه «وليضربنّ
بخمرهنّ على جيوبهنّ» نازل شد و مردان اين آيه را در خانه ها بر زنان خود
خواندند، بعد از آن هر يك از آن زنان با لباس خود، سر و كناره هاى صورتش را
مى پوشاند. آنان وقتى صبح پشت سر رسول خدا به نماز ايستادند سر و گردن
خود را پوشانده بودند به گونه اى كه خيال مى كردى بر سر آن ها كلاغ نشسته
است.
از آنچه گذشت معلوم مى
شود كه برداشت مردم از اين آيات، ضرورت تجديد نظر در چگونگى حضور زنان در اجتماع و
بين نامحرمان بود.
فقها و مفسران نيز
مفاد اين آيات را وجوب پوشش خاص براى زنان در برابر مردان نامحرم دانسته اند. در
محدوده دلالت آيات، 32ـ33 و 53 سوره احزاب28نيز بين مفسران اختلاف است.
تاريخ
نزول آيات حجاب
به اتفاق دانشمندان
علوم قرآن سوره هاى نور و احزاب از سوره هاى مدنى قرآن هستند. بر اساس نقل بسيارى
از دانشمندان علوم قرآن سوره احزاب كه متعرض حوادث سال پنجم هجرى است چهارمين يا پنجمين
سوره اى است كه در مدينه بر پيامبر اكرم ـ صلوات الله و سلامه عليه ـ نازل
شد و سوره نور نيز بعد از سوره نصر كه بعد از صلح حديبيه [سال ششم هجرى]
و قبل از فتح مكه [ماه رمضان سال هشتم ]در مدينه بر پيامبر نازل شده است.
محققان
تاريخ اسلامى نيز معتقدند كه سوره نور به طور تقريبى در سال هشتم هجرى آغاز شد، زيرا اين
سوره بعد از سوره نصر كه در سال هشتم نازل شد و در تاريخ نقل شده كه پيامبر
بعد از اين سوره دو سال در قيد حيات بود و سوره نور بعد از سوره احزاب كه
نزول آن از آغاز سال پنجم شروع شد، نازل شده است. به روايت ابن عباس
چندين سوره بين زمان نزول سوره نور و احزاب فاصله شده است.
شواهد
روايى
شواهد روايى متعددى
نيز گوياى اين نكته اند كه حجاب در زمان رسول خدا واجب شد و آن جناب با كسانى كه
خود را با وضعيت جديد وفق نداده بودند و هنوز از پوشش مرسوم گذشته
استفاده مى كردند برخورد مى كرد و تذكر مى داد.
در
رواياتى از سوى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) محدوده حجاب بيان شده
است. به
عنوان نمونه در روايتى آمده است كه نمايان ساختن تمام بدن براى
زوج
رواست و سر و گردن را مى توان در برابر پسر و برادر آشكار كرد، اما در
برابر
نا محرم بايد از چهار پوشش استفاده كرد: پيراهن (درع)،( روسرى) (خمار)، پوششى وسيع تر
از روسرى كه بر روى سينه مى افتد (جلباب) و چادر (ازار).
شيخ
صدوق به سند خود از امام صادق(عليه السلام) و آن حضرت از پدران
خود از
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل مى كنند كه آن حضرت فرمود:
روا
نيست زنى كه به دوران عادت ماهانه بلوغ رسيده موى جلوى سر و گيسوان خود را آشكار
كند.
در
روايت ديگرىآمده است كه براى پيامبر(صلى الله عليه وآله) چند قواره
پارچه
آوردند. پيامبر قواره اى را به يكى از ياران خود داد و به او فرمود
كه اين
را دو قسمت كن: قسمتى را براى خود جامه كن وقسمت ديگر آن را به
همسرت
بده تا براى خود روسرى كند. بعد به وى فرمود: به همسرت بگو براى اين
پارچه
آسترى فراهم كند تا بدن وى از زير آن نمايان نباشد.
هم
چنين در روايتى آمده است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) با جابر بن
عبدالله
انصارى به خانه فاطمه((عليها السلام)) رفتند. پيامبر اجازه ورود
خواست و
فرمود من و كسى كه همراه من است وارد شويم. فاطمه فرمود: روسرى بر
سر
ندارم پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: قسمت اضافه روپوش خود را بر
سر خود
بگير و بعد پيامبر(صلى الله عليه وآله) و جابر بر حضرت زهرا وارد
شدند.
برخى روايات نشان
مى دهد زنانى كه خود را با وضع جديد تطبيق نداده بودند مورد اعتراض قرار مى گرفتند. عايشه مى گويد: دختر عبدالله بن طفيل
كه
برادر مادرى من بود در حالى كه زينت كرده بود به خانه ام آمد. در همان
هنگام
پيامبر(صلى الله عليه وآله)نيز وارد شد و هنگامى كه او را ديد از او
روى
برگرداند. عايشه گفت يا رسول الله اين دختر، بردار زاده من و خردسال
است! پس
پيامبر فرمود: هنگامى كه زن به دوران عادت ماهانه رسيد بر او جايز
نيست كه
جز روى خود موضع ديگرى را نمايان كند.
در
گزارش ديگرى نيز عايشه مى گويد كه اسماء دختر ابى بكر در حالى كه
پوششى
نازك بر تن داشت بر پيامبر(صلى الله عليه وآله)وارد شد. پيامبر(صلى
الله
عليه وآله)از وى روى گرداند و به وى فرمود: اى اسماء! وقتى زن به سنى
رسيد كه
عادت ماهانه براى او اتفاق مى افتد جايز نيست كه جز صورت و دست وى
تا قدرى
بالاى مچ در معرض ديد ديگران قرار گيرد.
قبل
از غزوه طائف دو نفر كه عموم مردم «غير اولى الاربه; مردى كه از
زن بى
نياز است.» به حساب مى آوردند جمال و وضع ظاهرى زنى از اهالى طائف
را
تعريف مى كردند كه چنين و چنان است. پيامبر(صلى الله عليه وآله)سخن
ايشان
را شنيد و درباره اين دو نفر فرمود: مى بينم كه شما دو نفر به زنان
تمايل
داريد (غير أولى الأربه نمى باشيد) آن گاه دستور داد آن دو را به
محلى به
نام «عرايا» تبعيد كردند. اين قضيه حاكى از آن است كه قبل از فتح طائف كه در شوال سال هشتم
هجرى اتفاق افتاد مسئله حجاب و رعايت حريم زنان مطرح بوده است.
اين
روايات اگر چه از نظر سند و دلالت نيازمند بررسى است، اما روى هم
رفته
حاكى از اين موضوع است كه حجاب قبل از آن كه بين مسلمانان و ايرانيان
يا
روميان ارتباطى بر قرار شود، تشريع شده و پشتوانه اى دينى داشته است و
چنين
نبود كه پس از تعامل با ديگر ملل، بين مسلمانان پيدا شده باشد.
منابع و مآ
خذ :
1--http://www.tebyan-hamedan.ir/andishe/archives/post_417.php عباس رجبى
3- -http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8501140101 نويسنده جمشيدي
5- تفسير
نمونه ، جلد 14 ، زير نظر ناصر مکارم شيرازي
6 - http://www.tebyan.net/index.aspx?PID=19667&PageSize=1&BOOKID=15416&LANGUAGE=1&Page-- ndex=247