ادامه مطلب هوش هیجانی و ...
4- خود شكوفايي (SA) Self- Actualization:
توانايي تشخيص استعدادهاي ذاتي و استعداد انجام دادن كارهايي را كه شخص مي تواند و مي خواهد و از انجام دادن آنها لذت مي برد ، بررسي مي كند.
يكي از وظايف بسيار مهم نظام آموزش جامعه، ايجاد خود شكوفايي در ذهن نوجوانان و جوانان است. خود شكوفايي را مي توان «بروز خود بعنوان يك شخصيت بي همتا دانست.» خود شكوفايي، نيازمند خود آگاهي است. مدارس، دبيرستان ها و دانشگاه ها بايد دانش آموزان و دانشجويان رانسبت به توانايي ها واستعدادشان آگاه سازند. آنان در آغاز تحصيل بايد اين حقيقت مهم را بدانند كه خود بي همتايي را مي سازند وآينده بي همتايي را هم خواهند داشت. همين كه دانش آموزان بالغ شدند، بايد اساس بي همتا شدن را در او عميق و كامل كرد. او بايستي از همان سال اول مدرسه، به بي همتايي هر يك از اطرافيان خود نيز پي ببرد. بدون اعتقاد به زيستن براي خود شكوفايي و ياري ديگران در شكوفا سازي خويش، تلاش براي پرداختن به خود، به نوعي انحطاط ناسالم خود پرستي منجر مي شود. خود خلاق براي شكوفايي درست، به خودهاي ديگر نيازمند است. نكته ديگراينکه تمامي مواردي كه شرحشان رفت، زماني مفيد فايده خواهند بود كه معلمان، دبيران، مربيان و اساتيد خودشان عملا آنها را دروني نموده و بدانها پايبند باشند. مربيان بايستي خلاق، مبتكر، كنجكاو، محقق، با اعتماد به نفس، سخت كوش و خود شكوفا باشند، در غير اينصورت رهنمودهاي تربيتي بلا اثر خواهند بود.
به عقيده روان شناسان ، بهترين راه براي وادار کردن دانش آ موزان به يادگيري بهتر و سريعتر مطالب درسي اين است که به نتيجه کارهاي خوبي که انجام مي دهند بيشتر توجه کنيم . هر دانش آ موزي کم و بيش ، کار با ارزشي انجام مي دهد که در حد خود در خور ستايش و قدر داني است . کافي است که باد بزن فعاليت هاي مدرسه چندان وسيع باشد که هر دانش آ موزي فرصت ابراز وجود پيدا کند . حتي دانش آ موز کم استعداد و نوجواني که نسبت به مدرسه و برنامه هاي آن علاقه اي از خود نشان نمي دهد هم بايد بتواند تجربيات موفقيت آ ميزي بدست آ ورند . براي آ موزش زبان دوم مرييان در اين زمينه بايد توجه بيشتري از خود نشان دهند . کوچک ترين پيشرفت فراگيران بايد مد نظر مربي قرار گيرد زيراشايد همان بتواند اولين استارت حرکت او در زمينه فراگيري زبان باشد . گاهي اوقات داشتن انتظارات و توقعي يکنواخت از همه ي فراگيران باعث ريزش عده کثيري از ميدان آ موزش و يادگيري مي شود ، پس بهتر است که از هر کس توقعي در حد او داشته باشيم تا بدان وسيله بتوانيم همه را به سمت و سوي دلخواه حرکت دهيم . بايد نسبت به اختلافات فردي يادگيرندگان با احترام برخورد کرد و در پرورش استعداد هاي ويژة آنان کوشيد . در يادگيري هرگز دانش آ موزان را به رقابت با يکديگر وادار نکنيد و از يکسان بار آوردن آنان بپرهيزيد . هر دانش آ موز داراي استعداد ويژة و مخصوص به خود است که امکان دارد از اين لحاظ با ساير دانش آ موزان فرق داشته باشد . پس مربي بايد بايد تلاش کند که در پرورش استعدادهاي ويژة فردفرد دتنش آ موزان بکوشد .
حل مسئله و رابطه آن با خود شکوفايي
اين روش يكي از روشهاي فعال تدريس است. اگر نظام آموزشي بخواهد توانايي حل مسئله را به دانش آموزان ياددهد, (البته مسئله به معني مشكل و معضل نيست, به بيان ديگر مسئله موضوعي نيست كه براي ما مشكل ايجاد كند, بلكه رسيده به هدف در هر اقدامي, به نوعي حل مسئله است, , در اين روش آموزش در بستر پژوهش انجام مي شود و منجر به يادگيريري اصيل و عميق و پايدار در دانش آموزان مي شود. در اين روش ابتدا معلم بايد مسئله را مشخص, سپس به جمع آوري اطلاعات توسط دانش آموزان پرداخته شود, و بعد از جمع آوري اطلاعات بر اساس اطلاعات جمع آوري شده دانش آموزان فرضيه سازي و در نهايت فرضيه ها را ازمون و نتيجه گيري شود. در آ موزش زبان دوم مربي مي تواند موضوعي را انتخاب نمايد و دانش آ موزان با توجه به موضوع ،آن چه در ذهن خود دارند شروع به ساخت جملاتي نمايند به عنوان مثال مربي يک داستان کوتاه و يا مکالمه اي را مطرح سازد و دانش آ موزان در حول محور اين داستان يا مکالمه آن چه در ذهنشان خطور مي کند روي کاغذي بنويسند و بعد تمامي جملات دانش آ موزان توسط سرگروه جمع آ وري شده و با همفکري به صورت يک مکالمه يا داستاني کامل در آ ورند . البته مي توانند آن را به تعداد دانش آ موزان تکثير کرده و به همه بدهند .
اگر روش حل مسئله درست انجام شود مي تواند منجر به بارش يا طوفان فكري گردد. يعني اگر معلم روش تدريس حل مسئله و مراحل آن را به درستي انجام دهد, دانش آموزان مي كوشند تا براي حل مسئله با استفاده از تمام افكار و انديشه هايي كه دارند, در كلاس راه حلي بيابندو آن را ارائه دهند. به بيان ديگر اگر معلم در روش تدريس حل مسئله به درستي عمل كند, منجر به روش تدريس بارش مغزي نيز مي شود. به طور كلي اگر نظام آموزش و پروش بخواهد در جهت تقويت زمينه هاي بالقوه خلاقيت نقش مهمي ايفا كند همانا بست روشهاي تدريس حل مسئله و بارش فكري در كلاس درس توسط معلمان است.
5- استقلال (IN)) INDEPENDENC
توانايي خود رهبري، خويشتن داري فكري و عملي و رهايي از وابستگي هاي هيجاني را بررسي مي كند.
نو جوان ، در بند استقلال اخلاقي ، اقتصادي و فکري خويش است و آ رزو مي کند که بتواند از زير بار نفوذ بزگسالان و از جمله اوليا و مربيان خويش رها شود . مي خواهد در خانواده اطاق و ميز کار مخصوصي داشته باشد تا در اوقات فراغت خود دور از نظارت بزرگسالان يا مزاحمت خرد سالان چنانکه مي خواهد زندگي کند و به تفکر آ زاد و طرح ريزي بر نامه هاي درسي و تدوين مقررات اداري و انضباطي مدرسه شرکت جويد يا طرف مشورت قرار گيرد . اوليا و مربيان بايد در خانه و مدرسه اين نياز اساسي نو جوانان را ملحوظ بدارند و اين احتياجاتشان را حتي الا مکان بر آ ورده کنند . براستي ، دليلي وجود ندارد که نوجوانان نتوانند در اين دوره ، با توجه به آ مادگي هاي روز افزون خود که کم کم به حد کفايت افراد بالغ نزديک مي شود و قرار است تا پايان اين دوره بدان حد يا بالا تر از آن برسد ، در امور خانه و مدرسه قبول مسئواليت نمايند . آنچه مسلم است اين است که اگر به نوجوان به چشم فردي بالغ نگريسته شود ، ولو هنوز بالغ نباشد ، براي ابراز لياقت و نشان دادن رفتار حاکي از پختگي ، در وضع رواني بهتري قرار مي گيرد و آسانتر و بهتر قبول مسئوليت مي کند و از عهده بر مي آ يد . نوجوان ، براي رسيدن به کمال که اينک ، بر خلاف سابق ، از آن تصوري دارد ، و نيز براي کسب قدرت انجام کارهاي بزرگ ، تلاش ميکند .(تعليم و تربيت ، دکتر شکوهي ، ص 191 ) اين نياز در قلمرو يادگيري حائز اهميت فراوان است .
متاسفانه اکثر مربيان و مديران آ موزشگاه ها تمايل دارند که در امورات انضباطي و آ موزشي بيشتر از دانش آ موزان تيزهوش و با انضباط استفاده نمايند و گاهي اوقات آنقدر غفلت مي ورزيم که انگار اصلا غير از اين تعداد دانش آ موزان ، دانش آ موز ديگري در اين آ موزشگاه وجود ندارند . تجربه نشان داده است که به کار گيري و مشورت دانش آ موزاني که افت تحصيلي داشته اند پس از مدتي توانسته اند تغييرات زيادي در خود ايجاد نمايند . مربيان آ موزش زبان دوم هم مي توانند با شناسايي اين چنين دانش آ موزان و شرکت آنان در برنامه هاي درسي و بها دادن به آنان باعث رشد خلاقيت واستعداد آ نان شوند .
6- هم حسي(EM) EMPATHY
توان آگاهي از احساسات ديگران و درك و تحسين آن احساسات را بررسي مي كند.
7- مسئوليت اجتماعي
(E)SOCIAL RESPONSIBILITY:
توانايي فرد را در معرفي خود به عنوان عضوي مفيد و سازنده و داراي حس همكاري در گروه اجتماعي خويش را مورد بررسي قرار مي دهد.
دوره نوجواني براي بسياري از افراد نگران کننده و اضطراب آ ور است . نوجوان با رسيدن به مرحله فکر انتزاعي و پي بردن به نسبي بودن نقطه نظر هاي خويش ، دچار شک و ترديد مي شود و ناگزير است موقعيت و موضع گيري خود را از جهات مختلف مجددا ارزيابي کند .
نوجوان ، بر خلاف کودک ، نگران موقعيت اجتماعي خويش است و مي خواهد در گروه همگنان خود وضع مشخصي داشته باشد و از جهتي احساس ارزش کند . به همين دليل وقتي وقتي احساس کند که مي تواند در مدرسه به طريقي مورد توجه و تاييد قرار گيرد ، وضع عاطفي مساعدي پيدا مي کند که در سايه آن سازگاري اجتماعيش آ سان و مسائل انضباطي زندگيش کم مي شود و سعي مي کند از امکانات موجود در مدرسه براي تحکيم و موقعيت اجتماعي خود و رفع اين نياز اساسيش حد اکثر استفاده را نمايد .(تعلبم و تربيت دکتر شکوهي ص 190 ) بنابرين مربي بايد با ظرافت خاصي به رويداد هاي آموزشي و تربيتي فراگير زبان دوم در محيط کلاس و حتي بيرون از کلاس بر خورد کند اشتباهاتي و يا خطاهايي که در بيان مطالب و تلفظ کلما ت رخ مي دهد بايد مربي طوري اشتباهات و خطاها را اصلاح کند که به موقعيت اجتماعي فراگير زبان در کلاس و بيرون از کلاس لطمه اي وارد نشود .نقش موقعيت اجتماعي کودک و افزايش توان و استعداد را در تحقيق زير مي توانيم ملاحظه کنيم .
دانشمندان معتقدند، ضريب هوشي بچههاي اول خانواده بالاتر است
تحقيقات تازه دانشمندان حاكي است، كودكاني كه به عنوان اولين فرزند خانواده بزرگ ميشوند، ضريب هوشي بالاتري دارند. پايگاه اينترنتي "بيبيسي" روز شنبه با بيان اين مطلب افزود: ضريب هوشي بالاتر در بچههاي اول ميتواند ناشي از اين باشد كه آنها نقش آموزگار را براي كوچكترها ايفا ميكنند.
تيمي از محققان نروژي دريافتند كه بچههاي اول خانواده و همچنين كودكاني كه پس از مرگ خواهر يا برادر بزرگتر جاي فرزند بزرگ خانواده را گرفتهاند، نمره بهتري در تست هوش ميآورند.
اين مطالعه كه نتايج آن در نشريه "ساينس" منتشر شده حاصل بررسي بيش از ۲۵۰هزار سرباز مذكر در ارتش نروژ است. كارشناسان طي چند دهه گذشته در مورد تاثير ترتيب تولد در خانواده بر هوش و موفقيت در زندگي اختلاف نظر داشتهاند.
حاميان اين نظريه استدلال ميكنند كه بيشترين توجه پدر و مادر نصيب بزرگترين فرزند ميشود چرا كه او ابتدا تنهاست. اما سايرين ادعا ميكنند كه تغييراتي در رحم پيش از تولد روي ميدهد كه عامل اين وضع است چرا كه مادر در بارداريهاي بعدي ميزان بيشتر و بيشتري پادتن كه ميتواند به مغز جنين صدمه بزند، توليد ميكند.
از سوي ديگر برخي كارشناسان ارتباط ميان ترتيب در تولد و ضريب هوشي را انكار ميكنند و به گفته آنها اين تصور غلط ناشي از اين است كه بهطور تاريخي زوجهايي كه ضريب هوشي پايينتري دارند در مقايسه با زوجهايي كه ضريب هوشي آنها بالاتر است، فرزندان بيشتري به دنيا ميآوردهاند.
پروفسور "پيتر كريستنسن"، از موسسه ملي بهداشت حرفهاي در اسلو و "تور بيركدال" از سازمان بهداشت نيروهاي مسلح نروژ گفتند، هر چند تفاوتهاي هوشي ميان فرزندان يك خانواده در گروه مورد مطالعه كم بوده، اما قابل توجه است.
آنها گفتند، يافتههاي آنها حاكي از آن است كه اين پديده ناشي از تفاوت هاي اجتماعي است نه بيولوژيكي. براي مثال مرداني كه سومين فرزند خانواده بودهاند اما خواهر يا برادر بزرگتر را در همان ابتداي كودكي از دست دادهاند و در نتيجه بهعنوان فرزند دوم بزرگ شدند در تست ضريب هوشي تقريبا به خوبي بچههايي كه واقعا فرزند دوم خانواده بودند، عمل كردند.
"فرانك سالووي"، از موسسه شخصيت شناسي و تحقيقات اجتماعي در دانشگاه كاليفرنيا كه در مورد چگونگي تاثير نحوه تربيت بر شخصيت و هوش مطالعه كرده، معتقد است كه ضريب هوشي بالاتر در بچههاي اول ميتواند تا حدودي ناشي از اين باشد كه آنها به خواهر و برادر كوچكتر خود چيزهايي ياد ميدهند. به علاوه تمايل بچههاي اول به پر كردن نقش سرپرست دوم، و به عهده گرفتن نقشي آگاهانه، منضبط و پخته، ممكن است ضريب هوشي بالاتر بچههاي اول را توضيح دهد.
ٌ ٌ يادگيري هميارانه اثر مثبتي بر شاگردان و دانش آموزان از انواع گوناگون دارد . يک بررسي شگفت انگيز در باره راهبرد هاي يادگيري با همياري همکلاسي ها اثرات اين راهبرد ها را بر شاگردان با پيشينه يادگيري گوناگون بررسي کرد و ار نتايج قابل توجهي براي همه دسته هاي شاگردان پرده بر داشت . و نتزل ( 1991) ، به اين نتيجه رسيد که توسعه و رشد مثبت مسئوليت اجتماعي بر پيشرفت تحصيلي شاگردان به سبب پديد آ مدن جمع افزايي و حالت مثبت اثر فردي که با فعاليت هميارانه همراه است اثر مي گذارد . ٌ ٌ
8- روابط ميان فردي (IR): INTERPERSONAL
RELATIONSHIP
توانايي ايجاد و حفظ روابط رضايت بخش متقابل كه نزديكي عاطفي، صميميت و داد و ستد مهرآميز از ويژگي هاي آن است، بررسي مي كند.
9- آزمون واقعيت (RT): REALITY TESTING
توانايي ارزيابي رابطه بين تجربه عاطفي و عينيت هاي موجود را بررسي مي كند.
10- انعطاف پذيري (FI): FIEXIBILITY
توانايي كنار آمدن با هيجان ها، افكار و رفتارهاي فرد را در شرايط و موقعيت متغيرهاي مختلف بررسي مي كند.
همه ما انسان ها در شخصیت خود تمایلات خاصی را گاهی او قات در جهت انعطاف پذیری و در سایر مواقع در جهت تصمیم گیری آ نی نشان میدهیم . مطالعاتی در زمینه روانشناسی انجام گرفته است تا تعیین کند که در حوضه شناختی شخص پاسخ یک مسئله را تا چه حد به طور حدسی و تصادفی ( تصمیم آ نی ) می دهد ، یا تصمیمی سنجیده تر یا حساب شده تر ( انعطاف پذیر تر ) اتخاذ می کند . دیوید اوینگ ( 1977) به دو سبک اشاره دارد که با بعد انعطاف پذیری – تصمیم گیری آ نی ارتباط دارند این دو عبارتند از سبک نظام دار و سبک شمی . سبک شمی متضمن شیوه ا ی است که در آن شخص بر پایه بر داشت های خود حدس های مختلفی می زند و احتمالا قبل از دست یابی به راه حل چندین حدس متوالی می زند . افرادی که شیوه تفکر نظام مندی دارند تمام جنبه های مساله را در نظر می گیرند و تمام راه های گریز را مورد توجه قرار می دهند و پس از تعمق بسیار با دقت به راه حل دست می یابند . کاربرد نکات فوق در مورد فراگیری زبان فراوان است . مشخص شده است که کودکانی که ا ز حیث ذهنی انعطاف پذیر هستند به هنگام خواندن کمتر از کودکانی تصمیم گیری آنی می کنند و مرتکب خطا می شوند . در پژوهشی دیگر مشخص شد که استدلال استقرائی در مورد افراد انعطاف پذیر موثر تر است ( کاگان ، پیرسون ، ولش1966) و این می رساند که عموما افراد انعطاف پذیر می توانند از یادگیری استقرائی بهره بیشتری ببرند .
موضوع انعطاف پذیری تصمیم گیری آنی متضمن نکات مهمی در مورد یادگیری و تدریس زبان دوم در کلاس در س ا ست . معلمین معمولا در مورد اشتباهات زبانی بسیار سخت گیر هستند و این امر بویژه در مورد زبان آ موزان دارای سبک سریع تصمیم گیری که احتمالا بیش از افراد انعطاف پذیر تمایل به حدس زدن در مورد جواب صحیح دارند درست است .از سوئی دیگر ممکن است یک فرد انعطاف پذیر نیاز به برد باری معلم داشته باشد و معلم باید به او فرصت بیشتری برای یافتن پاسخ بدهد . این هم قابل تصوراست که دارندگان سبک های سریع و تصمیم گیری از تعدادی از مراحل دستوری زبان به سرعت بگذرند در حالی که افراد انعطاف پذیر ، گرایش به انعطاف در هر مرحله خاص و برداشتن گام های بلند تر ازیک مرحله تا مرحله بعد دارند .
11- حل مساله (PS): PROBLEM SOLVING
توانايي تشخيص و تعريف مشكلات و خلق و كاربست راه حل هاي موثر را مورد مطالعه قرار مي دهد.
در رابطه با نقش اين مولفه در فرايند آموزش و ياددهي و يادگيري و اينکه چه مشکلاتي ممکن است سر راه دانش آ موزان در فراگيري زبان دوم پديد آ يد و بايد چگونه دانش آ موز را آ ماده سازيم تا بتواند با تقويت توانايي هاي خود بر اين مشکلات فائق آيد .
يکي از عواملي که باعث مي شود توانايي و استعداد دانش آ موز را در امر فراگيري زبان دوم دچار اختلال کرده و حتي کاهش دهد ايجاد عزت نفس پايين است ، زيرا که عزت نفس يک کودک در طول دوران رشد ثابت نيست و بالا و پايين مي رود .به علت اين که عزت نفس کودک تحت تاثير تجارب و ادراکات جديدش قرار مي گيرد ، بار ها تغيير مي يابد . از اين رو ، شناخت عزت نفس بالا و عزت نفس پايين براي والدين مفيد است .
کودکي که عزت نفس پاييني دارد ممکن است نخواهد چيز هاي جديد را امتحان کند . او ممکن است مکررا در مورد خودش خود گويي هاي منفي داشته باشد . به عنوان مثال با خودش مي گويد : ٌ من کند ذهن هستم ٌ ، ٌ من هرگز ياد نخواهم گرفت ٌ چنين دانش آ موزي ممکن است در برابر ناکامي ، تحمل اندکي از خود نشان دهد ، به آ ساني در هم بشکند . دانش آ موزان داراي عزت نفس پايين گرايش دارند که ازخودشان زياد انتقاد کنند و به آ ساني از خودشان نااميد مي شوند . سختي ها را به عنوان شرايط تحمل ناپذير قلمداد مي کنند و با عقب نشيني به آن ها واکنش نشان مي دهند . اما کودکاني که داراي عزت نفس بالايي هستند وقتي چالشي پيش مي آ يد ، قادر است براي يافتن راه حل تلاش کند . به جاي اين که بگويد :ٌ من آ دم ناداني هستم ٌ، خواهد گفت : ٌ من اين مسئله را نفهميدم ٌ ، از نقاط ضعف و قوت خود آ گاهي دارد و آن ها را مي پذيرد و حس خوش بيني بر وي مسلط است .
يکي از وظايفي که بر عهده مربيان و اوليا وجود دارد اين است که چنين دانش آموزان را ترغيب نماييم که موقعيت را درست و واضح ببينند . يک پاسخ مفيد در اين موقعيت اين است که :ٌ تو دانش آ موز خوبي هستي و وضعيت تحصيلي ات عالي است فقط يادگيري زبان انگليسي يکي از موضوعاتي است که لازم است زمان بيش تري برايش صرف کني . که در اين زمينه ما بيشتر با هم کار خواهيم کرد .ٌ
12- تحمل تنش ها (ST): STRESS TOLERANCE
توان تحمل فرد را در برابر رويدادهاي ناخوشايند و شرايط تنش زا و هيجان هاي شديد بررسي مي كند.
هدف اين الگو ايجاد تغيير رفتار مناسب در دانش آموزان است. مثال: دانش آموزي كه در امتحان دچار اضطراب ميشود يا از درس رياضي مي ترسد, به او مي آموزد كه چگونه رفتار خود را تغيير داده و موجب كاهش اين اضطراب و ترس در خود شود. در اين الگو معلم حامي دانش آموزان است و يك فضاي مثبت ايجاد ميكند تا آنها به اصلاح رفتار خود بپردازند. اين الگو در سنين مختلف و همه دورههاي تحصيلي كاربرد دارد, و در نهايت دانش آموزان را قادر به توصيف, توضيح, پيش بيني, كنترل و تغيير رفتار خود مينمايد. بطور كلي معلم از طريق اين الگو مي تواند تغييرات مطلوب را در رفتار دانش آموزان ايجاد نمايد.
تنش هايي که ممکن است در فراگيري زبان دوم ايجاد شود .
در فراگیری زبان دوم اطلا عات به ظاهر متناقض بسیار زیاد است . کلماتی که با زبان مادری متفاوت است ، قوانینی که نه تنها با هم متفاوتند بلکه به دلیل موارد خاص استثنا با یکدیگر متناقض اند و گاهی اوقات تمام یک نظام فرهنگی با نظام فرهنگی بومی دیگر متفاوت است .موفقیت در زبان آ موزی به شکیبایی و تحمل در مقابل این ابهامات بستگی زیادی دارد ، حد اقل برای دوره ها و یا مراحل موقتی که در طول آن فرصتی برای حل موارد زمانی مبهم بوجود می آ ید . چاپل و رابرتز ( 1986) شکیبایی در مقابل ابهام را در بین افرادی که انگلیسی را به عنوان زبان دوم می آ موختند در ایلیونز اندازه گرفتند آن ها در یافتند که زبان آ موزان دارای شکیبایی زیاد در مقابل ابهام در برخی فعالیت های خاص زبان اندکی موفق ترند . این یافته ها – هر چند به صورتی نه چندان مطمئن – نشان می دهند که ممکن است شکیبایی در برابر ابهام عامل مهمی در یادگیری زبان دوم باشد .
لولا المشقه سادالناس کلهم الجود یفقر والا قدام قتال
اگر رسیدن به قله موفقیت و پیروزی بدون درد سر و تحمل شدائد و مشکلات میسر می شد ، پس همه آحاد مردم باید به راحتی در هر زمینه که دلشان می خواهد با ید برسند ولی چنین نیست . جود و بخشش باعث تنگدستی وجلو رفتن به خط مقدم جنگ و کار زار باعث مرگ و نابودی می شود . بنابرین باید خود را آماده مقابله با مشکلات کرد
13- كنترل تكانه ها (IC): IMPULSE-CONTROL
توانايي مقاومت فرد را در برابر تنش ها يا وسوسه و كنترل هيجان هاي خويش بررسي مي كند.
كنترل تكانه ها
و نقش معلم در موفقیت دانش آ موزان
اصطلاح تكانه كاربردهاي گوناگوني در روانشناسي دارد؛ امّا به طور كلي ميتوان گفت تكانه به معني هر انگيزة آني براي يك عمل خاص است كه كنترل و جهتگيري آگاهانه در آن اندك است. شايد بتوان گفت توانايي كنترل تكانه (مقاومت در مقابل به عمل درآمدن بي اختيار تكانهها) اساسي ترين مهارت رواني و ريشة تمام خويشتنداريها است. زيرا تمام هيجانها (خشم، شهوت، انواع هوسها) به خاطر سرشت ذاتي خود به تكانهاي براي عمل كردن ميانجامد.
تكانش به هر جرقه فوري و آنی اطلاق می گردد که باعث ایجاد تغییر و تحول در رفتار آ دمی می گردد، اما اینکه چگونه از تکانش در عدم موفقیت وشکست دانش آ موز استفاده نمائیم نکته ای است که باید مربیان با ظرافت خاصی به آن توجه نمایند . چرا دانش آموز در فراگیری دانش به شکست مواجه می شود ؟ عامل عدم موفقیت چیست ؟ اغلب اوقات بسیاری از اولیا و مربیان برای اینکه براحتی از بار مسئولیت خود را خلاصی دهند به طور یک جانبه دانش آ موز را به پای میز محاکمه قرار داده و بدون آن که راضی باشند او حرف و کلامی را به عنوان دفاعیه از خود ابراز نماید ، با انگ کودن و بی استعداد او را محکوم می نمایند و چه بسا که برای همیشه به پرونده پیروزی و موفقیت او مهر ننگ و شکست و بی عرضگی زده و مسیر زندگی او که چه بسا می توانست بسیار روشن و درخشان باشد ، تیره و تاریک و تلخ می نمایند . و چه بسیارند چنین فرزندانی که ثمره ای جز سر بار جامعه شدن تحویل جامعه نمی دهند .
اما معلم کارآمد و اولیا باتجربه می توانند شکست و عدم موفقیت را به عنوان ابزاری تازه و جدید در جهت حرکت دادن و استارت مجدد یک دانش آ موز شکست خورده به کار ببرند . و چه بسیارند افرادلایق جامعه امروز ما که شاید شکست ها و عدم موفقیت های پی در پی و متوالی در دوران تحصیل داشته اند . و در زمینه آ موزش زبان دوم صبری صد چندان طلب می کند که باید مربیا و اولیا به کار بندند . عدم موفقیت و اشتباه نو آ موز را باید به عنوان مقدمه فراگیری زبان تلقی کرد ، نه شکست و بدنامی . هم چنان که پدران و مادران در فراگیری زبان اول کودک با صبر و حوصله زیاد و با لبخند های شیرین به اشتباه او برخورد می کنند ما هم می توانیم کمی صبر و بردباری پیشه کرده و عدم موفقیت او را مرحله به مرحله به عنوان ابزاری جهت تقویت انرژی و انگیزه در دانش آ موز به کار ببریم و چه بسا که یک شکست و عدم موفقیت دانش آ موز شما می تواند باعث ایجاد تکانشی در او شود و موفقیت او را تسهیل نماید .
ارتباط کلامی با دانش آ موزان ناموفق چگونه باید باشد ؟
ارتباط های کلامی سالم مجموعه ای از گفت و شنود های زبانی است که در برخورد و رویارویی های خشن و عذاب آ ور ، جادو می کنند و هیجان های مخرب را فرو می نشانند ، تفکر را بر می انگیزانند و تندی های ناخواسته را به آ رامش تبدیل می کنند .
این قانون رفتاری در تمامی ارتباط های کلامی که بین ما انسان ها بر قرار می شود حاکمیت دارد . اما در روابط کلامی با نسل های کم سن و سال و کم تجربه ، حاکمیت قاطع تری نشان داده است .
معلمی کار کشته و تجربه آ موز ، که عمری کارش را با کودکان و نوجوانان سپری کرده است ، حاصل تجربه های خود را با احساسات هیجانی این دسته از انسان ها و بر قراری ارتباط های سالم کلامی ، به پنج مرحله خلاصه کرده است . توصیه او به پدران و مادران و همکاران خود این است که فرایند پنج مرحله ای زیر را تمرین کنند . آنقدرتمرین کنند که به مهارت برسند :
1- تمرین صبوری و شکیبایی در گوش دادن .
خوب گوش دادن به صحبت ها ، حرف ها ، مشکلات دانش آ موزان باعث بالا رفتن عزت نفس دانش آ موز ما می شود ، روحیه او را بشاش و شاداب می کند ، احساس سبکی و راحتی می نماید، احساس ارزشمندی به او دست می دهدو مسلما در جبران نقاط ضعف دچار بحران روحی نمی شود .
2-تمرین انتخاب لحظه های مناسب برای بیان احساس خود .
ً هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد ًباید مربیان و اولیا شکارچی ماهری در شکار کردن بهترین موقعیت و زمان باشند . بسیار است پند و اندر و نصیحت که در میان جمع به کسی گوشزد کردن نه تنها کار ساز نیست بلکه شاید جنبه معکوس به خود گیرد . بنابرین باید فرصت های مناسبی را جهت برقراری ارتباط انتخاب کرد تا از دریای طوفانی و مواج و بنیان افکن به ساحل آرام رسید .
3-تمرین به کار گیری کلمه ها و جمله های یاورانه .
کلمه ها و جملاتی که در قالب راهکاربه دانش آ موز جهت رفع نقائص و مشکلات عنوان می شود با توجه به لطافت روحی کودکان و نوجوانان باید طوری انتخاب شود که او فکر نکند او را به پای میز محاکمه کشانده ایم و قرار است او را محکوم کرده و عیوب او را در میان جمع همکلاسی ها عنوان نمائیم . اواین سخنان را تهدیدی برای شخصیت خودتلقی کند ، اگرچنین باشد یقینا سخن ما در او اثر گذار نیست .
4-تمرین پرهیز از قضاوت و تصمیم گیری شتاب آ لود .
باید دانش آ موز خود را باور کنیم و فرصت دهیم تا آن چه درضمیر پنهان خود نهفته دارد با اطمینان کامل مطرح نماید ، سپس تصمیمات مقتضی را جهت راهگشایی نقاط ضعف گرفته شود .
جالب است که ًًًًًًًًً روزی پدری کم صبر و حوصله دست به جیب مبارک پسر نازنین خویش می بردو کارنامه ای را ملاحظه می کند . به سراغ فرزند رفته اورا سخت تنبیه می نماید . پس از این که پدر آ رام می گیرد ، فرزندش می گوید : پدر جان ،کارنامه ای که از جیبم برداشتی از آن من نبود . آن کارنامه متعلق به شما بود که از کتاب های دوران دبیرستان تو برداشتم ً.خوب اینجا آن پدر محترم چقدر باید شرمنده کار شتاب زده خود باشد ؟
5-تمرین فرود آ مدن از مسند و مقام برتر .
اگر بتوانیم طوری با دانش آ موزان و فرزندان خود رابطه برقرار کنیم که در زمان ارائه راهکار او احساس کند که با دوست خود مشغول صحبت است ، مطمئنا بیشتر سخن ما دل نشین تر خواهد شد و اثر گذاری آن بهتر می باشد .
نمونه ای از نقش تاثیر گذار تکانش را در داستان زیر می توانیم ملاحظه نمائیم . البته دراین داستان آن چه که باعث شد تا عدم موفقیت او تکانشی در او ایجاد نماید الهام از طبیعت بود ، نکته در خور توجه اینکه همیشه چینین رویدای رخ نمی دهد یک بی دقتی و کم حوصلگی مربی گاهی اوقات موجب می گردد تا دانش آ موز ما سر از نا کجا آ باد در آ ورد ، اما نقش یک تکانش در این داستان در خور توجه می باشد .
سكاكى
سكاكى كه يكى از دانشمندان بزرگ است در سى سالگى به فكر تحصيل افتاد، اساتيد، او را نوميد كردند; سكاكى اصرار كرد، استاد، نخستين درس را كه يكى از فتاواى شافعى بود بدين عبارت بدو تعليم داد: «شيخ گفته: پوست سگ با دباغى پاك مى شود.» اين جمله را آن روز مكرر بر او خواندند، روز ديگر در امتحان چنين گفت: «سگ گفته: پوست شيخ با دباغى پاك مى شود.» با اين حال دست از تحصيل نكشيد و به كوشش پرداخت; ده سال بر او گذشت و ازدانش چيزى دست گيرش نشد. استاد او را نوميد كرد و از بحث خود راند، او سر به بيابان نهاد، چند روزى دركوه ها و ماهورها و بيابان ها سرگردان بود تا در غاركوهى چشمش به سنگى افتاد كه در اثر چكيدن قطرات آب سوراخ شده بود، با خود گفت: «دل من كه از سنگ سخت ترنيست.» بار ديگر با كوشش هر چه تمام تر به تحصيل پرداخت و يكى از بزرگان علم شد كه در عالم دانش كم تر نظيردارد
منبع اين داستان.
14- خوش بيني OP) ): OPTIMISM
توانايي توجه به جنبه هاي روشن تر زندگي و حفظ نگرش مثبت را حتي هنگام وجود احساسات منفي و ناخوشايند مورد بررسي قرار مي دهد. اعتماد به نفس هم ، از وجود مادر و به خصوص از مهارتي که در فراهم ساختن محيط مساعد از خود نشان مي دهد ، سرچشمه مي گيرد . اعتماد به نفس ، محصول اين اين احساس است که از عهده حل مسائل و رفع موانعي که معمولا در زندگي با آن ها روبرو مي شويم ، بر مي آ ئيم . بنابرين ، چنانچه محيط طوري ترتيب داده شود که فرزند در آن با مسائل ، دست و پنجه نرم کند و با کوشش نسبي موانع را عملا از سر راه رسيدن به خواسته هايش بر دارد ، به کفايت توانايي هاي خويش اميدوار و نسبت به زندگي خوشبين مي شود .(تعليم و تربيت –دکتر غلامحسين شکوهي –صفحه 123).لذا مربي بايد هوشيار باشيد براي فراگيران زبان دوم تکاليفي ندهد که آن ها نتوانند از عهده آن بر آيند و موجب بروز ياس و نااميدي و نگراني و افسردگي شود . ٌ ٌٌ ذهن نیمه هوشیار تفاوتی میان اندیشه های مخرب و سازنده قائل نیست . هر چه به او بدهیم با آن تغذیه می شود . در واقع همه چیز بستگی به این دارد که چه اندیشه ای در سر داریم . هم می توانید اندیشه شجاعت ،ایمان و باور را در ذهن فراگيران بکارید ، و هم می توانید اندیشه های مخرب ، ترس ، ناکامی و یاس را ردر ذهن آن ها بارور سازید.
درست همانطور که نیروی برق چرخ های صنعت را به حرکت در می آ ورد و در صورت استفاده صحیح از آن خدمات ارزنده تولید می شود و درصورت استفاده نادرست از آن زندگی را تباه می کند ، اگر تلقین به خود نیز آ گاهانه باشد می توان به موفقیت و آ را مش دست یافت ، اگر از روی ناآگا هی باشد به فلاکت و شکست و نیستی منجر می شود . همه چیز بستگی به درک و بر داشت شما دارد ، بستگی به این دارد که از آن چگونه استفاده می کنید . اگر ذهن خود را با ترس ، شکست و تردید و ناباوری به توانایی خود در استفاده از فراست بی انتهای الهی تغذیه کنید ، قانون تلقین به خود این ناباوری شما را جذب می کند و بنابرین ذهن نیمه هوشیار شما تحت تاثیر آن قرار می گیرد و نتیجه ناخوشایندی بر جای میگذارد مانند بادی که یک کشتی بادی را به شرق و کشتی دیگر را به غرب می راند ، اصل تلقین به خود می تواند شما را به سمت تعالی و موفقیت و یا ذلت و شکست سوق دهد . همه چیز بستگی به این دارد که اندیشه خود را چگونه شکل می دهید .
اصل تلقین به خود که به کمک آن هر کس می تواند به اوج موفقیت برسد در قالب جملات زیر به خوبی نمایا شده است :
-اگر خود را شکست خورده نپندارید ، پیروزید . و اگر فکر کنید می بازید و خود را شکست خورده بپندارید ، حتما بازنده می شوید .
-اگرطالب پیروزی هستید ، اما فکر می کنید توانایی آ ن را ندارید ، مطمئنا موفق نخواهید شد .
-بدانی که موفقیت با اراده انسان رابطه مستقیم داشته و همه چیز به ذهن شما بستگی دارد .
-برای رشد کردن باید اوج بگیرید و سبک بار حرکت کنید . مفهوم سبک بودن این است که ذهن خود را پاک کنید و همیشه آ ماده اوج گیری باشید . ذهن انسان باید مانند باند فرودگاه جهت حرکت هواپیما آ ماده و صاف باشد .
-لزوما همیشه قوی ترین ها پیروز نمی شوند ، پیروز کسی است که فکر می کند می تواند پیروز شود .ًً
ٌٌ در بررسی ها روشن شده است که عوامل کامیابی افراد برجسته ، ناشی از احساسات مثبت است که آ نان در خود ایجاد می کنند و بر عکس افراد ناموفق کسانی هستند که احساسات منفی را در خود پرورش می دهند . این عوامل احساسی مثبت عبارتند از : احساس عزت نفس ، دوست داشتن و عزیز داشتن خویش ، خویشتن پذیری ، خوش مشربی ، ماجرا جویی ، بردباری و ... و از جمله احساسات منفی می توان از : ترس از شکست ، اضطراب ، احساس ناتوانی ، هحساس حقارت ، تر س از تنبیه ، احساس عدم امنیت ، فرار از پذیرش مسئولیت ، احساس گناه و ... نام برد .
دکتر ٌ جیم نیو من ٌ درکتاب خود به نام ٌ ترمز های خود را رها کنید ٌ . احساسات منفی را به نوعی ترمز در زندگی و احساسات مثبت را به نوعی گاز در زندگی تشبیه می کند که سرعت کامیابی را افزایش می دهد . ٌٌ
شخصيت شما تابع انديشه هاي شماست
همیشه این را به خاطر داشته باشید که شخصیت شما تابع تفکری است که نسبت به خود دارید که نیروی فکرتان آ ن را ساخته است . کارهای شما از طرف اندیشه های شما هدایت می شوند . شما همان آ دمی هستید که در فکر خود تصور می کنید و دیگران همان فکری را نسبت به شما می کنند که شما نسبت به خود دارید . همواره سعی کنید که ارزش هایتان را دایم به خود گوشزد کنید و به خود بقیولانید که خیلی عالی هستید و از عهده هر کاری به نحو احسن بر می آ ئید و می توانید بهتر ازاین باشید .
عبارات زیر را هرگز از یاد نبرید :
الف ) ظاهر یک فرد متشخص را داشته باشید ، این به شما کمک می کند که مانند افراد متشخص فکر کنید . مراقب ظاهرتان باشید . ظاهرتان با شما حرف می زند ، همیشه به شما روحیه و اعتماد به نفس می دهد . ظاهر تان یعنی لباس پوشیدن ، تمیز و پاک بودن ، راه رفتن و ... با دیگران هم حرف می زند و باید گویای این مسئله باشد که با شخص ارزشمندی روبرو شده اند شخصی باهوش ، موفق و قابل اعتماد.
ب)کارتان را با اهمیت تلقی کنید ، اگر این اعتقاد را نسبت به کارتان داشته باشید ، هر روز توفیق بیشتری در کار پیدا خواهید کرد . اگر فکرکنید کارتان دارای اهمیت است ،زیر دستان شما هم کارتان را مهم تلقی خواهند کرد . این نکته هم برای معلمی که به آ موزش زبان دوم مشغول است بسیار حائز اهمیت است زیرا سهل انگاری در کار اهمیت ندادن به کارش در فراگیران هم رسوخ کرده و نتیجتا آن ها به امر آ موزش توجه چندانی ندارند .
اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی بر آ ورند غلامان او درخت از بیخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ
بنابرین زمانی می توانیم در کاهایمان موفقیت کسب نمائیم که اعتقاد راسخ به آن داشته و اهمیت به آن کار دهیم .
ج)روزی چند بار با اندیشه های مثبت به خود دل و جرات بدهید ، یک برنامه تبلیغاتی با موضوع شناساندن ارزشها به خود ترتیب دهید . درتمام موقعیت ها فراموش نکنید که یک انسان طراز اول می توانید باشید و هستید . همواره ارزشهای خود را به خود و سپس به دیگران گوشزد کنید . البته نباید باعث عجب و خود پسندی گردد.
د)کلمه ناممکن را از فرهنگ لغت ذهن خود خارج کنید :ناممکن واژه ویرانگر است . اینکه ٌاین کار نشدنی است ٌ ، زنجیر وار افکار منفی دیگری را در تایید خود تولید می کنند .
15- نشاط HAPPINESS (HA):
توانايي احساس رضايت از زندگي، احساس رضايت از خود و ديگران، سرزندگي و ابراز احساسات مثبت را بررسي مي كند.
براي اين که دانش آ موز ما هر روز با شور و شوق روز افزون وارد کلاس شود و توانايي فراگيري مطالب درسي در او تقويت شود و داراي انگيزه مثبت گردد ، مربيان بايد احساس رضايت از زندگي و احساسات مثبت او را تقويت کنند که در ذيل به اهم آن ها مي پردازيم :
تفکرات مثبت قبل از خواب
انسان با قدرت تمرکز حواس قادر است کارهاي خارق العاده اي انجام دهد ، به خصوص در حالت نيمه هوشيار و خواب . چرا که در اين حالت قدرت تمرکز انسان بسيار زياد است و مي تواند از رؤياها ، خواب ها و خيالاتي که در طول روز در ضمير هوشيارش شکل مي گيرد ، استفاده کند و آن ها را به ضمير نيمه هوشيار بفرستد و فرداي آن روز در زندگي خود از آن ها بهره مند شود .طرفداران علم هيپنوتيزم يا انرژي درماني از اين روش استفاده مي کنند . هنگام استراحت و قبل از خواب هيچ گونه فکر مايوس کننده به خود راه ندهيد و اجازه ندهيد که مغز و فکر شما از افکار منفي و بيهوده لبريز شود ، چرا که هم به سلامت و ساعات خواب و استراحت خود لطمه مي زنيد و هم سلامت روح و روان خود را با ديدن کابوس هاي وحشتناک به خطر انداخته ، فرداي آن روز احساس خوبي نخواهيد داشت . بيش تر افرادي که مشکل خواب دارند ، با فکري پريشان به خواب مي روند . يکي از بهترين راه ايجاد عزت نفس و اعتماد به خود ، تمرکز بر انديشه هاي مثبت و تلقين افکار مثبت ، هنگام خواب است . به پيشرفت ها ، موفقيت ها و نقاط مثبت شخصيت خود فکر کنيد تا قدرت ماورايي ضمير ناخود آگاه در طول روز بعد ، همراه شما باشد و روز به روز در کارهاي خود موفق تر شويد . وظيفه مربي که مشغول آ موزش زبان دوم به دانش آ موزان مي باشد اگر در کلاس درس با ذره بين به همه کارهاي منفي دانش آ موز خود نگاه کند و هر يک را به مثابه پتکي بر سر او فرود آ ورد مسلما همه اين افکار در خواب به سراغ دانش آ موز خواهد آ مد و باعث کم رنگ شدن روحيه اعتماد به نفس او شده و نه تنها ورود به کلاس براي او شادي آور نيست حتي باعث نفرت او از آن درس خواهد شد . بنابرين مربي بايد تمرکز بر انديشه هاي مثبت به هنگام خواب را به دانش آ موزان خود آ موزش دهد . از تمرکز بر انديشه هاي مثبت ، مي تواند عملکرد هاي انديشه هاي منفي در طول روز را کاهش دهد و آن ها را به انرژي مثبت تبديل کند .
هنگامی که احساس خوبی داریم، دنیا را با عینک خوش بینی میبینیم و بر عکس. عملکرد عاطفی بر کارکرد عصبی- روانشناختی فرد نیز تاثیر میگذارد. وقتی خوش خلق هستیم، خاطرات خوب را به یاد میآوریم و وقتی افسرده هستیم خاطرات بد اتوماتیکوار به ذهن وارد میشوند.
هر چقدر هوش عاطفی فردی بالاتر باشد، به نقش و تاثیر عواطف بر کنشها و رفتارهایش آگاهتر است و سعی میکند متناسب با موقعیت بهترین عاطفه را در خود ایجاد کند تا بهترین نوع تفکر و حل مسئله را انجام دهد. فردی که EQ بالا دارد میداند که چگونه تاثیر منفی هیجانات را بر تفکر خود اصلاح نماید.پس مربي کارآمد آن است که هميشه در انديشه آن باشد که احساس خوب براي يک دانش آ موز چيست ؟و از چه راهي استفاده کند تا دانش آ موزش از حضور در کلاس احساس خوبي داشته باشد .
چیزی که در مقابل نشاط و شادی فراگیران زبان قرار می گیرد و باعث اختلال در فرایند یادگیری می شود افسردگی است ووظیفه دست اندر کاران امر آموزش بخصوص معلم ، والدین و دیگر افرادی که در این امر دخیل اند این است که عوامل ایجاد افسردگی را به موقع شناسایی کرده و اقدامات لازم وضروری را جهت از میان برداشتن آن ها اعمال نمایند .
افسردگی
ٌ حدود 40 % از نوجوانان دوره ای از افسردگی را سپری می نمایند که در واقع نوعی اختلال در وضعیت روانی است که مشخصات آن عبارتند از :احساس کمبود عزت نفس و احساس بی ارزشی ، عدم تمایل نسبت به فعالیت های زندگی و تغییرات در وضعیت خواب و خورد و خوراک .
دلایل افسردگی در نوجوانان عبارتند از : تغییرات هورمونی ، چالش های زندگی ، نگرانی هایی در خصوص وضعیت ظاهری . دختران بیش تر از پسران از افسردگی رنج می برند . متاسفانه نتیجه غم انگیز و حقیقی افسردگی در نو جوانان ، پدیده خودکشی است .ٌ
اصطلاح عاميانه نظير پکر بودن ، بي خبر بودن ، دمغ بودن و سر خورده بودن و غيره براي بيان افسردگي به کار مي رود .
کلمه افسردگي هنگامي که به يک حالت روحي نسبت داده مي شود ، تمامي معاني عاميانه اي را که گفته شد را در خود دارد و نشانگر احساس کسالت روان ، کمبود انرژي ، ، نا اميدي و بي فايده بودن است و بي علاقگي و بد بيني نيز به همراه آن مي آ يد . صفات ويژه حالت عکس آن شور و هيجان ، شادي ، اميد و خوش بيني است . حالت افسردگي اغلب پس از نوميدي و يا احساس از دست دادن چيزي بوجود مي آ يد . ولي بسياري از اوقات هم ظاهرا ناگهاني و خودبخود بوجود مي آ يد .
افسردگي محدود به زمان و مکان خاصي نيست ، بلکه واکنشي هست در مقابل استرس . حالتي است که در هر زمان و براي هر کسي ، ممکن است روي دهد . به جرات مي توان گفت که نيمي از افراد بالغ در دوره اي از عمر خود دچار اين حالت بوده اند و متاسفانه اکثريت اين توده از افسردگي خود آ گاه نبوده و نيستند . يکي از دلايلي که مردم از شناخت افسردگي خود عاجزاند ، اين است که اغلب آن را با غمگيني معمولي اشتباه مي کنند . در زندگي هر کس موقعيتهايي پيش مي آ يد که خواه نا خواه او را غمگين مي سازد .غمگيني يعني نا خوشنودي يا نا رضايتي ، موقعي که کار ها بر وفق مراد نيست ، پيش مي آ يد . اين حالت با آشفتگي واقعي روحي و تقليل بينش معنوي شخص همراه نيست . اما افسردگي حالتي است که بر کيفيت خلق شخص تاثير عميق گذا شته و نحوه ادراک او را از خويش و از محيطش دگرگون مي سازد .
افسردگي بيماري بسيار شايع عصر ماست. و در تمامي جهان روندي فزاينده دارد. اين در حالي است كه حدود نيمي از مبتلايان به افسردگي يا از بيماري خود بي خبرند يا بيماري آنها چيزي ديگر تشخيص داده شده است.
افسردگي يك بيماري اختصاصي نيست بلكه در تماما سنين و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر مي شود. افسردگي بيماري ساده اي نيست بلكه انواع گوناگون دارد به طوري كه در بعضي افراد به صورت هايي ظاهر مي شود كه ما عموماً آنها را افسردگي نمي شناسيم. افسردگي پس از آنكه درمان شد غالباً باز مي گردد.
افسردگي مسائل گوناگوني به همراه دارد. غيراز مسائل پزشكي و اندوه كه بسيار شايع است، فرد مبتلا به افسردگي خود را در كارها مورد تبعيض و از نظر اجتماعي مطرود و حتي منفور خانواده خودش مي بيند. گاهي انزواي همراه افسردگي، بيماراني را كه وضعي درمان پذير دارند به دوري از مردم يا به سوي مرگ سوق مي دهد. درباره افسردگي خبرهاي خوشي نيز وجود دارد: بيشتر انواع افسردگي قابل درمان اند.
Depression كه غالباً افسردگي باليني، اختلالات خلق و خوي يا اختلالات عاطفي ناميده مي شود، بيمار را دچار آشفتگي انديشه، آشفتگي عاطفي، تغيير رفتار و بيماري هاي جسماني مي كند.
افسردگي باليني، از ديدگاه عملكردهاي اجتماعي بيش از ديگر بيماري هاي مزمن، بيمار را ناتوان مي كند. افسردگي كبير بيش از بيماري هاي مزمن ششي، التهاب مفصل و ديابت ، ناتوان كننده است. افسردگي يك نشانگان (Syndrom) يعني مجموعه اي از علامات مرضي(Symptoms) مختلف است.
ملاك هاي تشخيص افسردگي عبارت اند از:
1- افسرده بودن خلق و خوي در بيشتر روزها، تقريباً هر روز.
2- كاهش آشكار علاقه يا ميل به هر نوع فعاليت در زندگي.
3- كاهش يا افزايش قابل توجه وزن بر اثر كاهش يا افزايش اشتهاي غذا خوردن.
4- بي خوابي يا پرخوابي در غالب شب ها.
5- افزايش يا كاهش اعمال رواني حركتي يا فعاليت هاي ذهني.
6- خستگي يا كاهش انرژي.
7- احساس بي ارزشي يا گناهكار بودن.
8- كاهش توان انديشيدن يا تمركز ذهن و تصميم گيري.
9- انديشيدن به مرگ ( نه ترسيدن از آن) و به خودكشي، بدون داشتن طرحي براي آن ، يا اقدام به خودكشي با طرحي از پيش ريخته.
داشتن حداقل پنج علامت ياد شده براي ابتلا به افسردگي كبير كافي است. ولي علامات مرضي يك و دو بايد جزء آن علامت باشند. افسردگي نمي تواند واكنش معمولي مرگ يك عزيز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگي تمام علامات مرضي اين بيماري را ندارند و شدت علامات مرضي در افراد مختلف متفاوت است.
افسردگي در کودکان
سابقا چنين تصور ميشد که کودکان هر گز دچار افسردگي نمي شوند زيرا آ نان نشانه هاي دال بر افسردگي را که در بزرگسالان قابل تشخيص است ازخود نشان نميدهند ، ولي براي درک افسردگي کودک بايد دنيا را از دريچه چشم او ديد . کودکان بندرت مي گويند : ٌ احساس افسردگي مي کنم ،ٌ ولي خيلي از آن ها مي گويند ٌ انگار فراموش کرده بودند که من هم آن جا هستم ٌ ، ويا ٌ انگار فکر مي کردند من آن قدر بزرگ نشده ام که بفهمم ، يا در اين کار شرکت کنم ،ٌاز ديد کودک اين تجربه به معناي انکار ارزش شخصي اوست .
افسردگي ،خانواده و جامعه
در يک گروه احساسات مي توانند مشترک باشند و مشترکا تجربه شوند .هنگامي که يک عضو گروه شاد است ، بقيه گروه مي توانند با اوهمانند سازي کنند ، همه ي گروه احساس شادي مي کنند . مثلا در مراسم ازدواج اگر عضوي از گروه افسرده باشد ، تمامي گروه احساس افسردگي خو.اهند کرد . همين امر در محيط کوچک تر به نام خانواده و کلاس درس هم صادق است ، گاهي اوقات وجود يک دانش آ موز شاد باعث شادي و نشاط کل دانش آ موزان يک کلاس مي شود و به همين ترتيب دانش آموزي که از افسردگي رنج مي برد بقيه افراد را هم تحت شعاع قرار مي دهد .
فرد افسرده با تجربه ذهني ناراحتي شديد، فقدان احساس كنترل بر خلق و عواطف و تغيير در سطح فعاليت ، عدم علاقه و احساس گناه، افت در عملكرد شغلي و روابط اجتماعي را تجربه مي كند. تحقيقات دال بر اين امرند كه از هر ده نفر تقريباً يك نفر از افسردگي رنج مي برد و زنان دو برابر مردان به اين بيماري مبتلا مي شوند. شيوع افسردگي در زنان جوان بيشتر است و با افزايش سن كاهش مي يابد، در حالي كه شيوع آن در مردان جوان كمتر است و افزايش آن با سن نسبت مستقيم دارد.
گرچه ابعاد مضر بيماري افسردگي، اكثراً متوجه زندگي قرباني و خانواده اوست لذا با توجه به پيامدهاي سوء طلاق، خودكشي، الكيسم، اعتياد به مواد مخدر، بيكاري و ...، اقتضا مي كند كه اين معضل را در زمينه مشكلات اجتماعي به شمار آورده و براي كاهش ميزان آن كوشيده و براي رفع آن برنامه اي عاقلانه بينديشيم.
به اعتقاد اكثر روان شناسان و جامعه شناسان ريشه اصلي افسردگي به خانواده برمي گردد. چرا كه خانواده به عنوان نهادي كه زمينه و بستر آموزش و رشد رواني – اجتماعي فرزندان را فراهم مي سازد، نقش به سزايي در وضعيت رواني فرزندان دارد. خانواده به عنوان مجموعه اي كه قوانين و رسوم عملكردي خود را دارد ، از اعضايي تشكيل شده كه به گونه اي پويا با يكديگر مرتبط اند و به همين دليل نيز رفتارشان به صورت كاملاً مجزا از كل سيستم خانواده قابل بررسي نيست. خود اين سيستم نيز به نوبه خود با نيروها و مجموعه هاي گسترده اجتماع مرتبط است و ارتباط متقابل دارد.
نگرش و عقايد والدين در جريان اجتماعي شدن و رشد شخصيت كودك سهم به سزايي دارد. اين نگرش ها گاه زيان آور و آسيب رسان است و مي تواند در ناسازگاري هاي بعدي در زندگي تأثير گذار باشد.
چنان كه آلفرد آدلر در اين باره مي گويد:
" افسردگي از احساسات تحقيرآميز كه در دوران كودكي به واسطه حمايت شديد يا طرد شكل مي گيرد، ناشي مي شود" كارن هورناي نيز مي گويد:
" اختلال در روابط والدين- فرزند باعث افسردگي و ناراحتي طولاني مدت در زندگي حال و آينده او مي شود."
كيفيت تعامل والدين و كودك از مهمترين عواملي است كه مي تواند به شخصيت و روند رشد فرزندان تعالي ببخشد و به استقلال دوران بلوغ و رشد، احساس مسئوليت، اعتماد به نفس، سازگاري و انطباق فرزندان منجر شود. به طوري كه آنان با ديدي مثبت به خويش بنگرند تعاملات مطلوبي با اطرافيان داشته باشند. اين افراد قادرند با استرس و بحران بهتر تطبيق يابند و در دوران بلوغ و بزرگسالي كمتر دچار اشتباه و انحراف و افسردگي شوند.
به طور معمول دعواهاي خانوادگي و تنش ها، قواعد انطباقي شديد، بدخلقي و بكن و نكن ها موجبات احساس ناامني در فرزندان مي شود. اين وضعيت مخاطرات رواني اعضاي خانواده بالاخص فرزندان را فراهم مي سازد. به همين دليل اعضا براي دستيابي مجدد به تعامل حياتي مي توانند به انواع رفتارهاي نامطلوب رواني- اجتماعي متوسل شوند و يا سوق يابند.
همچنين تحقيقات نشان مي دهد طلاق و جدايي والدين، بيماري هاي بلندمدت، غيبت و عدم حضور در خانه، مشكلات مالي، بيكاري و نيز انحرافاتي مانند اعتياد، انحرافات جنسي ، و دزدي از عواملي خاص ديگري است كه در ايجاد مشكل افسردگي فرزندان در محيط خانواده مؤثر است.
از سويي، همانطور كه مي دانيم خانواده به عنوان نهادي اجتماعي در خلاء واقع نشده و با ساير نهادها و بخش هاي جامعه در ارتباط است و متأثر از تأثيرات آنهاست. بنابراين در هر بخشي از اجتماع و نهادهاي آن، تصميمات و تعاريف صورت گرفته در آن خواه ناخواه خانواده را متأثر مي نمايد و باعث مي شود كه به محيط خانواده كشيده شود و در صورت منفي بودن، جو و محيط خانواده را به تشنج بكشاند و به مخاطرات و تنش هاي رواني اعضاي آن منتهي شود.
بي عدالتي هاي اقتصادي و اجتماعي، تجمل دوستي و پول پرستي، تضاد ارزش هاي خانواده با جامعه، بيكاري، مفاسد اجتماعي، معضلات اشتغال و تنش هاي شغلي، تضادها و بحران هاي فرهنگي، كمبود امكانات مسكن و درآمد پايين ، نقش تعيين كننده هاي در وضعيت اجتماعي، اقتصادي، و فرهنگي خانواده و نهايتاً اعضاي خانواده و وضعيت روحي – رواني آنها ايفا مي كند.
تحقيقات به وضوح نشانگر اين مطلبند كه در اغلب جوامع، زماني كه فشار و نابهنجاري هاي اجتماعي از قبيل وضع نابسامان اقتصادي، بيكاري، تورم، جنگ و حوادث سخت طبيعي و اجتماعي بيشتر مي شود طلاق و نابساماني هاي خانوادگي افزايش مي يابد و بالطبع افسردگي و نااميدي در ميان اعضاي خانواده – و در نتيجه اعضاي جامعه - افزايش مي يابد.
خطر موفقيت و نقش آن در افسردگي دانش آ موزان
افسردگي را در خيلي موارد بيماري موفقيت خوانده اند ، فراوان ديده شده است که وقتي پزشکي مطب خود را بخوبي براه انداخته است ، کارمندي معاون اداره يا شرکت خود شد ، آدم مبتکري امتياز انحصاري کشف خود را بدست آ ورد ، زندگيشان دچار تحولي گرديده و سرو کله افسردگي پيدا شده است .
اصل پتر Peter principle اين است که اکثر مردم يک قدم فراتر از لياقت خود نمايانده مي شوند و همين موضوع سبب احساس و بدنبال آن ظهور بي کفايتي در آنها مي گردد . اين اصل را طوري ديگر مي توان تعبير و تفسير کرد ، ارتقا ممکن است موجب افسردگي ، افسردگي منجر به بيکفايتي شود . وقتي که کسي به منتهاي آ مال و آ رزوهاي خود رسيد ، خطر اين که دچار افسردگي شود ، بشدت بالا مي رود ، موفقيت اغلب تغييرات عمده اي در زمينه هاي مختلف اجتماعي ، اقتصادي و گاهي جغرافيايي بوجود مي آ ورد و بعلاوه مسئوليتهاي خطير تر و فشار هاي شديد تر به همراه دارد . و همين طور در محيط آ موزشگاه و در سطح دانش آ موزان کسب موفقيت در زمينه هاي درسي ، ورزشي و ... گاهي پيامد افسردگي را بدنبال خواهد داشت ، لازم و ضروري است که اولا خانواده ها و مربيان آ موزشي به اين نکته توجه کنند که موفقيت دانش آ موزان را فقط به يک نقطه خاص معطوف نکنند ، اصرار بر اين داشتن که ارتقا به نمره بيست در مدرسه و کسب مدال هاي اول در مسابقات ورزشي و علمي شايسته توست و اگر به آن درجه خاص نرسي چه شود و چه شود ، درواقع ازانعطاف پذيري در موفقيت دانش آ موز کاسته ورو يا رو کردن دانش آ موز به چالشي خطر ناک مي باشد . زيرا که شبانه روز فکر و انديشه دانش آ موز در باره موفقيت و عدم موفقيت خود است .اگردر آن درس بخصوص نمره بيست نگيرم چه اتفاقي پيش مي آ يد اگردر فلان مسابقه برنده نشوم و رتبه اول را کسب نکنم چه جوابي براي پدر و مادر و مدرسه بايد بدهم ؟ و هزاران فکر و خيال ديگر . همه اين ها موجب افزايش فشار هاي روحي و رواني ، استرس و اضطراب شده و پيامد وخيم افسردگي را به همراه خواهد داشت .
چرا حتما بايد فرزندم نمره بيست را کسب نمايد ؟چرا نبايد او را تشويق به کسب نمرات و رتبه هاي خوب نمايم ؟ آيا فقط کسب نمرات بيست و رتبه هاي اول متضمن موفقيت دانش آ موزان خو ا هد شد ؟
در آ موزش زبان دوم بايد مربيان آ موزش و اوليا به اين نکته توجه کنند که براي جلوگيري از پيامد افسردگي از مقايسه دانش آ موزان با همديگر خودداري کنند ، فقط يک جايگاه خاصي را جهت کسب موفقيت هاي دانش آ موزان انتخاب نکنند ، به هر حرکت مثبت توجه کرده و آنرا تقويت کنند ، اين باور را در آن ها رشد دهيم که هدف سبقت گيري از فلان و فلان دانش آ موز نيست بلکه هدف کسب موفقيت براي همه ي دانش آ موزان است . با اين افکار که در پهنه وسيع محيط يادگيري سفره اي پهن کرده ايم که هر دانش آ موزي به فراخور توان و آ مادگي خويش مي تواند توشعه اي بر گيرد و کسب موفقيت نمايد . درمحيط فرا گيري زبان دوم اگر فقط به جايگاه خاصي جهت کسب موفقيت تاکيد ورزيم ، متاسفانه چون همه دارا ي استعداد و توان و علاقه يکساني نيستند .لذا ريزش تعداد کثيري ازدانش آ موزان در اين ميدان اتفاق مي افتد و به راحتي موجب پديد آمدن فشار هاي شديد عده اي از دانش آموزان شده که آن هم پيامد وخيم استرس و اضطراب و در نتيجه موجب افسردگي عده اي مي شود که البته اين اتفاق در مدارس دخترانه از نمود بالايي برخوردار است و از طرفي موجب دلسردي و ياس و ناميدي تعداد ديگري از فراگيران شده وبراي هميشه دريچه ورود به عالم فراگيري زبان دوم را براي خويش بسته مي بيند .
از طرفي اين نکته هم از اهميت بخصوصي بر خوردار است که مربيان عزيز و والدين گرامي نبايد هميشه اصرار و تاکيد به نقطه خاصي از موفقيت بورزند و اينکه بايد هميشه رتبه تو اول باشد ، هميشه در صدر رقباي خود قرار داشته باشي ، در همه ي مسابقات تو بايد رتبه نخست را کسب نمايي . اين تاکيدات در واقع باعث فشار دائمي بر دانش آ موز شده و همواره نگران افت خويش است و کسب رتبه اي پايين تر از حد معمول چون کابوسي وحشتناک همواره او را مي آ زارد . فکر مي کند اگر روزي کوچکترين افتي داشته باشد از چشم همه مي افتد ، براي همبشه تحقير مي شود و هزاران ظن و گمان ديگر .
متاسفانه در نظام فعلي ارزشيابي تحصيلي توجه چنداني به اندازه گيري هوش هيجاني وحالات و هيجاناتي که در پيشرفت و افت تحصيلي دانش آ موزان تاثير بسزايي دارد نمي شود . اميد مي رود رويكرد به ارزشيابي كيفي و مقياس هاي كيفي و استفاده از فنون ارزشيابي توصيفي در تدوين برنامه درسي و ارزشيابي تحصيلي در آموزش و پرورش كشور به تدريج به اهميت جنبه هاي غير شناختي هوش و حالات هيجاني در موفقيت تحصيلي دانش آموزان پي برده شود. براي اين كار تهيه و تدوين ابزارهاي لازم جهت سنجش هوش هيجاني توجه به ديگر حا لت ها و احساساتي که نقش بسزايي در عملکر دانش آ موزان دارند . به منظور برنامه ريزي و هدايت دانش آموزان براي كسب موفقيت بيشتر لازم است که از صاحب نظران در وزارت آموزش و پرورش بيشتر مورد استفاده قرار گيرد.
هوش هیجانی (سالوي 1990)
اولين بار در سال 1990 روانشناسي به نام «سالوي» ، اصطلاح هوش هيجاني را براي بيان كيفيت و درك احساسات افراد، همدردي با احساسات ديگران و توانايي اداره مطلوب خلق و خو به كار برد. درحقيقت اين هوش مشتمل بر شناخت احساسات خويش و ديگران و استفاده از آن براي اتخاذ تصميمات مناسب در زندگي است. به عبارتي عاملي است كه به هنگام شكست، در شخص ايجاد انگيزه مي كند و به واسطه داشتن مهارتهاي اجتماعي بالا منجر به برقراري رابطه خوب با مردم مي شود.
تئوري هوش هيجاني ديدگاه جديدي درباره پيش بيني عوامل مؤثر بر موفقيت و همچنين پيشگيري اوليه از اختلالات رواني فراهم مي كند كه تكميل كننده علوم شناختي، علوم اعصاب و رشد كودك است. قابليتهاي هيجاني براي تدبير ماهرانه روابط با ديگران بسيار حائز اهميت است.
روانشناسي به نام «گلمن» اظهار مي دارد كه هوش شناختي در بهترين شرايط تنها ۲۰ درصد از موفقيتها را باعث مي شود و 80رصد از موفقيتها به عوامل ديگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسياري از موقعيتها در گرو مهارتهايي است كه هوش هيجاني را تشكيل مي دهند. درواقع هوش هيجاني عدم موفقيت افراد با ضريب هوش بالا و همچنين موفقيت غيرمنتظره افراد داراي هوش متوسط را تعيين مي كند. يعني افرادي با داشتن هوش عمومي متوسط و هوش هيجاني بالا خيلي موفقتر از كساني هستند كه هوش عمومي بالا و هوش هيجاني پايين دارند. پس هوش هيجاني پيش بيني كننده موفقيت افراد در زندگي و نحوه برخورد مناسب با استرسها است.ا
اين هوش بنا به نظر «بار-اون » 5 مولفه به شرح زير دارد كه 15 عامل در آن موثر هستند.افراد تعداد بيشتري از اين مولفه ها را در خود بيابند هوش هيجاني بالاتري دارند.
۱- مهارتهاي درون فردي شامل: خودآگاهي هيجاني (بازشناسي و فهم احساسات خود) جرأت (ابراز احساسات، عقايد، تفكرات و دفاع از حقوق شخصي به شيوه اي سازنده) استقلال (خودفرماني و خودكنترلي در تفكر و عمل شخصي و رهايي از وابستگي هيجاني)
۲- مهارتهاي ميان فردي شامل:
روابط ميان فردي (آگاهي، فهم و درك احساسات ديگران، ايجاد و حفظ روابط رضايت بخش دو جانبه كه به صورت نزديكي هيجاني و وابستگي مشخص عنوان يك شريك خوب) همدلي(توان آگاهي از احساسات ديگران، درك احساسات و تحسين آنها) مي شود)
3- سازگاري شامل : انعطاف پذيري(تنظيم هيجان، تفكر و- رفتار به هنگام تغيير موقعيت و شرايط)
4-کنترل استرس ، شامل : توانايي تحمل استرس(مقاومت در برابر وقايع نامطلوب و موقعيت هاي
استرس زا) كنترل تكانه(ايستادگي در مقابل تكانه يا انكار تكانه)
5- خلق عمومي شامل: شادي(احساس رضايت از خويشتن، شاد كردن خود و ديگران) خوشبيني(نگاه به جنبه هاي روشن زندگي و حفظ نگرش مثبت حتي در مواجهه با ناملايمات)
چگونه مي توان در هوش هيجاني پيشرفت كرد؟
بايد گفت بيشتر مهارت ها در اثر تعليم و تربيت پيشرفته مي شود و احتمال دارد كه اين موضوع حداقل براي بعضي از مهارت هاي هوش هيجاني صحيح باشد .
بايد مهارتهاي هوش هيجاني در منزل و با تعامل خوب والد و كودك شروع مي شود. والدين به كودكان ياد مي دهند كه هيجانهاي خود را تشخيص داده و آنها را نامگذاري كنند. به عنوان نمونه، من الان ناراحت هستم، خوشحالم، عصباني ام. پس وقتي از رفتار برادرش شكايت مي كند و مي گويد من از او متنفرم، مي توان جمله او را اين گونه بازگويي كرد: به نظر مي رسد رفتار برادرت خيلي تو را عصباني كرده، هم نشان داده ايد كه احساس كودك خود را درك كرده ايد و هم الگوي مناسبي براي بيان احساسات فراهم ساخته ايد.
يكي ديگر از راه هاي پيشنهادي براي پرورش هوش هيجاني، ايجاد يك محيط امن عاطفي است به گونه اي كه كودكان بتوانند با آزادي و امنيت خاطر درباره احساساتشان با والدين گفت وگو كنند. پس بايد به آنها نشان داد كه به احساسات آنها توجه شده و نظريات آنها با صبر و حوصله شنيده مي شود. حتي اگر نظريات كودكان مورد قبول والدين نيست بهتر است با استدلال خواهي آنها را توجيه كنند و در مواردي كه آسيب كودك را مورد حمله قرار مي دهد بهتر است به جاي اين كه بگويند «بالاخره خودت را به كشتن مي دهي» اين عبارت را بگوييد «من مي ترسم به خودت آسيب برساني» . و اگر اشتباهي از جانب والدين رخ داد بايد از كودكان عذرخواهي كنند تا عملاً آموخته باشند كه پذيرش اشتباهات و احساس تأسف امري طبيعي است.
عدم رعايت اين موارد و عدم ابراز ناراحتي و حتي خشم توسط والدين ممكن است باعث شود بعضي اوقات كودكان دچار اختلالاتي شوند كه در آن از احساسات خود دور شوند يا در درك احساسات با سوء تفاهم روبه رو شوند.
متخصصان باور دارند كه آموزش طبيعي هيجاني كه باهنرهاي آزاد و نظام هاي ارزشي نيز همراه است اهميت ويژه اي دارد. در درسهايي كه شامل داستانهاي مهيج است كودكان در مورد احساسات قهرمانان شروع به يادگيري مي كنند. پس آنها مي توانند ياد بگيرند كه چه چيزي باعث احساس شخصيت ها به صورت شادماني، خشم، ترس و... شده و چگونه اينها با احساسات خود كنار آمده و يا آموزش مهارتهاي اجتماعي نيز يكي از راه هاي افزايش هوش هيجاني است. اين آموزش ها شامل برنامه هاي كنترل خشم و عصبانيت، همدلي، تشخيص و به رسميت شناختن تشابهات و تفاوت هاي مردم، اظهار ادب و صميميت و تعارف، اداره خود، برقراري ارتباط، ارزيابي خطرات، خودگفتاري مثبت، حل مسأله و مشكل، تصميم گيري، ايجاد هدف و مقاومت در مقابل فشار گروه هم سن است.
موضوع ديگر هوش هيجاني و مقابله با بحران است. ديده شده افرادي وجود دارند كه به طور مداوم در مقابله با نتايج منفي دچار مشكل هستند و به نظر مي رسد هيچ گاه از شر حوادث بد در زندگي خلاص نمي شوند. در مقابل افرادي وجود دارند كه حتي پس از غم انگيزترين تجارب به حال اوليه برمي گردند و حتي به جلو مي روند. اين موضوع مربوط به قابليت هاي هيجاني است كه اجزاي آن تركيب كننده ی هوش هیجانی است .
هوش هيجاني به اين صورت فرآيند مقابله را تشريح مي كند:
ابتدا لازم است آنچه را احساس مي كنيم درك كنيم و لذا براي ايجاد ارتباط با احساسات خود به دو طريق كلامي و غير كلامي عمل مي كنيم. از آن گذشته، لازم است احساسات ديگران را نيز درك كنيم و با آنها همدلي كنيم. بايد بدانيم كه هيجانها در افكار اولويت ايجاد مي كنند(منجر به بوجود آمدن تفكرات خاص مي شوند)، حافظه را شكل مي دهند، ديدگاه هاي مختلف حل مسأله خلق مي كنند و خلاقيت را سهولت مي بخشند
منبع : مقاله " درباره هوش هيجاني چه مي دانيد؟ "- تهيه كننده : فاطمه حسيني حسين آبادي -روزنامه همشهري 29 مهر3 138
پنج نكته كليدي براي مربيگري هيجانات
1 - از هيجانات كودكان مطلع باشيد.
2 - هيجانات را به عنوان فرصتي براي تدريس و ايجاد صميميت در نظر بگيريد.
3 - با همدلي و صادقانه به احساسات كودكان گوش دهيد.
4 - به كودكان كمك كنيد تا هيجانات خود را به نحو صحيح بيان كنند.
5 - در جهت كمك به حل مشكل توسط كودكان، محدوديتها را در نظر داشته باشيد:
الف) درنظرگرفتن مرزها
ب) شناسايي اهداف
ج) فكركردن به راهحلهاي ممكن
د) ارزيابي راهحلها
ه) كمك به كودكان براي انتخاب يك راه حل (گاتمن،1997، نقل از خشنوديفر، 1384).
راهبردهاي مربيگري هيجانات
- از انتقادهاي بيرويه، تحقيركردن نظرات كودكان و اداي كودكان را درآوردن، پرهيز كنيد.
- جهت مربيگري كودكان، آنها را تحسين كرده و در مواقع لزوم، آنها را مورد تعريف و تمجيد قرار دهيد.
- از برنامههاي دستوري خاص بزرگسالان چشمپوشي كنيد.
- يك نقشه ذهني براي زندگي روزمره كودكان ايجاد كنيد.
- در مورد تجارب كودكان در موقعيتهاي مشابه بزرگسالان بينديشيد.
- سعي كنيد به كودكان حق انتخاب دهيد و با احترام به خواستههايشان، آنها را توانمند سازيد.
- در خيالها و رؤياهاي كودكان شريك شويد.
- با كودكان صادق باشيد.
- در انجام امور صبور باشيد.
- جايگاه قدرتي خود را به عنوان يك بزرگسال درك كنيد.
- به ماهيت مثبت رشد انسان باور داشته باشيد.
- سعي نكنيد راهحلهاي خود را جهت حل مشكلات به كودكان تحميل كنيد.
چه وقت مربيگري هيجانات مناسب نيست
- زماني كه محدوديت زماني داريد.
- زماني كه خسته و ناراحت هستيد.
- زماني كه كودك براي فريبدادن شما، هيجاني را وانمود ميكند.
- زماني كه لازم است رفتارهاي بسيار ناشايست را مورد ملاحظه قرار دهيد.
نقشی که معلم برای فراگیران زبان دوم می تواند ایفا نماید :
1-با معنا کردن مطالبی که تدریس می شود .
مطالبی که به ذات خود دارای معنای زیادی نیستند اگر با موضوعات با معنا مرتبط شوند یاد گیری ان ها آ سان تر می شود . یکی از روش هایی که برای معنادار کردن آ موخته های جدید وجود دارد استفاده از روش پیش سازماندهنده هاست (آزوبل 1980-1960 ) (1) روان شناسی تربیتی ترجمه علینقی خرازی ص75 به این صورت که اگر معلم برای تدریس بتواند موضوع تدریس را با اطلاعات و دانشی که فراگیرنده در ذهن از محیط خویش و... دارد مرتبط سازد مسلما فراگیری راحت تر و ا سان تر به دست می آ ید .
2-فرا گیران باید فعال باشند نه منفعل :
اگر تصور بر این باشد که فقط معلم باید بهترین و کار ا مد ترین شیوه تدریس را جهت آ موزش دروس انتخاب کند نتیجه مطلوبی از کارش کسب می کند مطمئنا انتظار مقبولی نیست . یادگیری زمانی رخ می دهد که مطالب آ موخته شده تکرار و تمرین شود و به جای اینکه فراگیران منفعلانه در کلاس بنشینند و فقط به گفته های معام گوش دهند نتیجه مطلوبی را کسب نمی کنند لذا لازم است فراگیران به صورت فعال در امر یادگیری درگیر شوند . البته این درگیری در فضایی خالی از هرگونه تداخل و انحراف باشد .
3-پیوسته فراگیران مورد آزمایش قرار بگیرند :
آزمایش کردن و سنجیدن مطالب ا موخته شده قبلی باعث تکرار و تمرین آ موخته ها می شود در نتیجه بهتر می تواند در حافظه دائمی مغز قرار گیرد .
4-به صورت متناوب مطالعه کنند :
به فراگیران باید توصیه کرد که با یکبار تکرار و تمرین مطلب برای همیشه در حافظه دائمی قرار نمی گیرد بلکه تاکید گردد که به صورت متناوب مطالب فراگرفته شده را تکرار و تمرین کنند تا از حافظه موقت به حافظه دائمی منتقل شود .
5-نقش تداخل در امر یاددهی ( تداخل مثبت و تداخل منفی )
بعضی از آموخته های قبلی در مطالبی که تازه آ موخته می شود را تحت تاثیر قرار می دهند معلم کار آ مد باید با دقت زیاد تداخل مثبت که باعث تسهیل در امر یاد گیری می شوند را شناسایی کرده و تقویت کند و تداخل منفی که باعث دشواری در امر آ موزش می شوند زبان آ موز را از آن بر حذر دارد .
6-شناخت خود و خود باوری :
گولمن(1) 1995 اظهار می دارد که هوش بهر IQ در بهترین حالات خود تنها عامل 20 درصد از موفقیت های زندگی است . 80 در صد موفقیت ها به عوامل دیگر وابسته است و سر نوشت افراد در بسیاری از موارد در گرو مهارت هایی است که هوش هیجانی را تشکیل می دهند . (1) منبع اینترنتhttp://ahmad43.blogfa.com/
معلم بهتر است به نفع زبان آ موزان مثبت اندیش با شد فقط تکیه به IQ فراگیران نداشته باشد .با توجه به هوش هیجانی این خود باوری را در فراگیران تقویت کند که شما هم می توانید در فراگیری این مهارت موفقیت هایی کسب نماید .، تا بدینوسیله جلوی موانع یادگیری را گرفته و امر آ موزش را تسهیل کند .
* * *
منابع
1-از کتاب اصول یاد گیری و آ موزش زبان نویسنده، اچ.داگلاس براون مترجم دکتر منصور فهیم ، چاپ چهارم ، ویراست دوم ، انتشارات رهنما ، تهران 1381
2-روانشناسي تربيتي نویسنده : جان ای. گلاور، راجر اچ . برونینگ مترجم علينقي خرازی،چاپ پنجم، مرکز نشر دانشگاهی ، تهران ، 1383
3-اينترنت www.fekreno.org
4-اينترنت http://ahmad43.blogfa.com."
5-مقاله در باره هوش هیجانی چه می دانی ؟ فاطمه حسینی از روزنامه همشهری 29 مهر 1383
6-منبعhttp://www.hadith.net/persian/products/magazine/hadith- دكتر مهرداد افتخار عضو هيئت علمى دانشگاه علوم پزشكى ايران
7( منبعhttp://www.hadith.net/persian/products/magazine/
8. shoaeeali.blogfa.com/post-علی رضا شعاعی
9- http://mesbahfar.blogfa.com/ نوشته شده توسط علیرضا مصباح فر
http://www.hamshahri.org - 10 نويسنده فرحناز فرد
11- مجله پیوند ،نشریه ماهانه آ موزشی تربیتی آ موزش و پرورش فروردین 85 ش 318 صفحه 37 مقاله حسین کاظمی
12- تكنولوژی و مهندسی فکر – دکتر محمد علی حقیقی ،تهران، انتشارات فرار وان ، چاپ چهارم 1382، صفحات 81-80
13-ترجمه کلیله و دمنه ، انشای ابوالمعالی نصرالله منشی تصحیح و توضیح مجتبی مینوی طهرانی ،چاپ نهم ، تهران ، انتشارات امیر کبیر ، 1370
14-the study of language –george yule - چاپ پنجم 1377 ، تهران ، نشر قومس
15-زبان و زبان شناسی ،نویسنده :رابرت اندرسن هال ،مترجم:دکتر محمد رضا باطنی ، تهران،شرکت انتشارات علمی فرهنگی ، چاپ سوم 1381
16 ، خبرگزاري جمهوري اسلامي-: تهران- ۸۶/۰۴/۰۲
17-گلستان سعدی ، به اهتمام محمد علی فروغی ، تهران ، چاپ اول ، چاپ خورشید 1363
18-http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=4751
19-روان شناسی رشد ، جرج .زیگوریدز – ترجمه سجاد سالک و غلامرضاامامداد ، مشهد . موسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آ فتاب، چاپ اول زمستان 81
20-اینترنت -http://www.edum.blogfa.com/84071.aspx
21- www.pz.harvard.edu/PIs/HG.htm - - مترجم سیدحسین عبداله زاده
22- http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=19667&BookID
23-سهم معلم شيوه معلم ،نويسنده دكتر علي رووف، مشهد ، انتشارات آ ستان قدس رضوی، چاپ سوم 1385
24-تعليم وتربيت و مراحل آن ، دکتر غلامحسين شکوهي ، انتشارات آستان قدس رضوي ، چاب بيست و يکم 1385
25- منبع: http://www.roycecarlton.com.
26- amhttp://www.daily.ir/2005/09/740
27- http://www.mehrnews.ir) دکتر سيد محسن فاطمي
28-http://community.iransalamat.com/about658.html
29-اصول و مباني برنامه ريزي درسي آ موزش زبان فارسي ، مولف دکتر بهمن زندي ، تهران ، انتشارات دانشگاه پيام نور ، چاپ اول ، 1383
30-2000farsi.blogfa.com – وبلاک دانشجويان آ موزش زبان فارسي
31- http://www.vccans.ir/Entesharat/Moshavere2/Payame%20Moshaver.htm مرکز خدمات مشاوره معاونت فرهنگي واحد علوم و تحقيقات
32- نشريه ماهانه پيوند ، بهمن 1385 ، شماره 328
33- مجله رشد مشاوره مدرسه ، دوره دوم ، شماره 1 ، پاييز 1385
34- نشريه ماهانه آ موزش تربيتي پيوند ، خرداد ماه 1383 ، شماره 296
35-http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=7958&KEYWORD=+%d9%87%d9%88%d8%
36- ماهنامه پيوند ، شماره 316 ، بهمن 84
37- http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=3159
38-http://www.edum.blogfa.com/post-92.aspx
39- ماهنامه آ موزش و پرورش پيوند فروردين 1385 ، شماره 318
40- ماهنامه رشد تکنولوژي آ موزش ، دوره پانزدهم ، اسفنماه سال تحصيلي 79-78شماره مسلسل 123
41-روانشناسي پرورشي ، دکتر علي اکبر سيف ، تهران ، انتشارات آ گاه ، 1380 ، چاپ هفتم
42- الگوهاي تدريس 2000 ، مترجم محمد رضا بهرنگي، نويسندگان : بروس جويس،مارشاويل و اميلي کالهون ، نشر کمال تربيت ، تهران ، چاپ دوم 1381
43-روش هاي سواد آ موزي بزرگسالان ، دکتر زهرا صباغيان ، تهران ، مرکز نشر دانشگاهي ، چاپ هفتم ، 1382
44-http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-380281 خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران پايان نامه کارشناسي ارشد شهدخت آزادي
45- http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?newsid=456522
46-http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-380281 خبرگزاري دانشجويان ايران – تهران
47- روان شناسي کمرويي و روش هاي درمان ، دکتر غلامعلي افروزانتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي ، چاپ اول ، تهران 1374
48- روان شناسي يادگيري ، مولف دکتر محمد پارسا ، تهران ، موسسه انتشارات بعثت ، چاپ اول 1360
49- روان شناسي اجتماعي ، تاليف اليوت ارونسون ترجمه دکتر حسين شکر کن ، ، تهران ، انتشارات رشد ، چاپ سوم ؛ تابستان 1366
50-- روانشناسي رشد نوجوانان ، مولف علي اصغر حقاني ، تهران ، نشر شورا ، چاپ اول ، 1378
51- روان شناسي موفقيت در تحصيلات دانشگاهي ، مولف ، ليند گرن ، مترجم يوسف اردبيلي ، تهران ، انتشارات کوير ، چاپ دوم 1374
52- روزنامه اطلاعات : سه شنبه30 مرداد 1386-7 شعبان 1428- 21آگوست 2007- شماره 23989 نويسنده ، نگارنده
53- مديريت رفتار کلاسي ، مولف دکتر محمد حسين رئوفي، مشهد ، انتشارات آستان قدس رضوي ، چاپ چهارم 1380
54- مباني سازماني مديريت ، مولف طاهره فيضي، تهران ، انتشارات پيام نور ، چاپ نهم ، 1386
55- http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=8850
56- افسردگي ، مولف راس ميچل ، مترجم دکتر وحيد رواندوست ، ناشر معاونت فرهنگي آستان قدس رضوي ، مشهد 1367
57- افسردگي واکنش يا بيماري ، مولف دکتر فردريک فلک ، مترجم دکتر نصرت الله پور افکاري ، ناشر موسسه تحقيقاتي ذوقي ، تبريز ، چاپ اول بهار 1361 ص 6
58- http://tps.blogfa.com/cat-44.aspx
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 10:21  توسط سید حسین عبداالله زاده
|