|
چگونه فرزنداني با نشاط داشته باشيم ؟
امروزه خانواده ها زير فشار روحي شديدي قرار دارند به نظر مي رسد که همه از پدر و مادر گرفته حتي بچه ها سرگرم برنامه هاي پر تکاپوي خود هستند .در بسياري از خانواده هاي امروزي جهت گذران زندگي ، زن و شوهر هر دو مجبورند کار کنند . بنابرين برخي از کودکان از اين که مجبورند تنها در خانه بمانند ، ابراز نگراني نموده و احساس منفي از خود نشان مي دهند .[1] در يک دنياي ايده آل ، پدر بزرگ ها ، مادر بزرگ ها ، عمه ها ، عمو ها و تمام اعضاي خانواده گسارده بايد چنان به هم نزديک باشند که دست ياري به سوي همديگر دراز کنند .[2] راستي که چه با صفا بود زندگي در روستاهايي که حريم خانه ها با پرچين هاي کوتاه محصور شده بود ، همه از هم خبر داشتند ، بچه ها در کنار پدر و مادر ، و در آ غوش پدر بزرگ و مادربزرگ ها رشد و پرورش مي يافتند . چقدر زيبا سروده شاعر معاصر سهراب سپهري مردم بالا دست ، چه صفايي دارند ! چشمه هاشان جوشان ، گاوهاشان شير افشان باد من نديدم دهشان بي گمان پاي چپرهاشان جاپاي خداست غنچه اي مي شکفد ،اهل ده باخبرند چه دهي بايد باشد کوچه باغش پر موسيقي باد [3] و اما در زندگي ماشيني امروز که فرزندان ما لاجرم در دژ هاي مستحکم آپارتمان ها محصورگرديده اند و صدها کيلومتر با آبا و اجدادشان دور شده اند و حتي چه بسا فرزنداني که روزها از ديدن پدر و مادر محرومند و شايد در پس پرده انتظار که شب فرا رسد تا آغوش گرم آن ها را لمس کنند که متاسفانه يا حضور پدر ها و مادر ها همراه با کوله باري از خستگي و ياس و نااميدي مي باشد و يا زماني ، لحظات سخت و طاقت فرساي انتظار فرا مي رسد که فرزندان منتظر، در خواب به سر مي برند . ديگر آن شور و نشاط فرزندان و مهر ومحبت و شادي خانواده ها در حال کم رنگ شدن مي باشد ،آيا زمان آن فرا نرسيده که به جاي دغدغه خريد لوازم منزل جديد ، اتومبيل مد روز ، خانه اي نو و ... به فکر ورود گل هاي شادي و نشاط در منزل باشيم ؟ آ يا اين طور نيست که کمبود هر چيزي را در منزل احساس مي کنيم غير از کمبود فرزندان بانشاط و شاد را ؟ آيا هنوز به اين فکر فرو نرفته ايم که شايد يکي از عوامل اصلي افت تحصيلي فرزندان ما عدم وجود نشاط و شادي در منزل مي باشد ؟ آيا به اين فکر نکرده ايم که شاد نبودن فرزندان موجب تضعيف اعتماد به نفس آنان خواهد شد ؟ و اعتماد به نفس نداشتن خود موجب کاهش هوش و استعداد دانش آ موزان ما مي گردد ؟ چة عواملي موجب رشد شادي و نشاط فرزندان خواهد شد ؟ شادي و نشاط چه تاثيري در رشد استعداد و هوش دانش آ موزان خواهد شد ؟ ويژگي هاي يک خانواده با نشاط در يك خانواده ي بالنده,[4] و با نشاط هر لحظه مي توان نشاط و سرزندگي ، اصالت و محبت و علاقه را احساس كرد. به نظر مي رسد كه در چنين خانواده اي علاوه بر مغز، قلب و روح هم حضور دارند . افراد با تمام وجود به سخنان همديگر گوش فرا مي دهند و رعايت حال و خواسته يكديگر را مي كنند و براي هم ارزش قايلند و آشكارا محبت خود را ابراز نموده ، يا درصورت لزوم با يكديگر همدردي مي كنند. افراد چنين خانواده اي از خطر كردن ، نمي هراسند. زيرا هر فرد خانواده متوجه است كه با خطر كردن حتماً اشتباهاتي رخ خواهد داد و اشتباهات ، خود نشانه اي از رشد كردن است، همه ي افراد خانواده احساس مي كنند كه از حقوقي برخوردارند ، ضمن اين كه كاملاً به يكديگرعلاقه مندند و برا ي همديگر ارزش قائلند. هركس مي تواند احساس سر زندگي را در چنين خانواده اي ببيند. حركات بدنها و حالت چهره ها آرميده است . افراد با آهنگي پر مايه و روشن حرف مي زنند. در روابطشان باهم ، هماهنگي وجود دارد . حتي وقتي خردسالند به نظر گشاده رو ومهربان مي آيند و بقيه افراد خانواده هم با آنها مثل آدمهاي بزرگ رفتار مي كنند. ويژگي هاي يک خانواده افسرده بيشتر افراد خانواده هاي پريشان دچار بيماري جسمي هستند. در واقع بدن آنان در برابر جوي غير انساني ، واكنشي انساني نشان مي دهد و بيان كننده ي وضع ناخوشايند آنان است . بدنها شق و سفت يا دولا و خميده است ؛ چهره ها عبوس و غمگين و مانند ماسك بي احساس به نظر مي رسد؛ چشمها فرو افتاده است و نگاه ها از مردم مي گريزد . بديهي است كه گوشها نمي شنوند ، صداها هم خشن و گوشخراش هستند. نشانه دوستي در ميان افراد خانواده كم است و همبستگي خانوادگي نوعي وظيفه است و افراد صرفاً تلاش مي كنند يكديگر را تحمل كنند. گهگاه افرادي در خانواده هاي پريشان مشاهده مي شوند كه سعي دارند با حرفهايشان جو موجود را سبك كنند ولي گفته هايشان به هدر مي رود . در چنين مواقعي اغلب شوخي ها هم گزنده و طعنه آميز و بي رحمانه اند. بزرگترها آنقدر سرگرم امر و نهي به فرزندان خود هستند كه هرگز نمي فهمند اوكيست . در نتيجه فرزند هيچ گاه از پدر و مادر به عنوان دو انسان بهره مند نمي شود . به طور كلي كودكان خانواده هاي آشفته تربيتي مسموم دارند.تربيت مسموم خشونتي است كه به حقوق كودكان تجاوز مي كند، اين خشونت در كودك باقي مي ماند و در بزرگسالي او ، به همين شكل به فرزندانش منتقل مي شود. در تربيت مسموم، اطاعت والاترين ارزشهاست . در ادامه ي اطاعت ، نظم و تربيت ، تميز بودن و كنترل احساسات و آرزوها قرار دارد . كودك زماني خوب است كه آن طور كه به او گفته اند و آموخته اند رفتار كند. كودك خوب ، سازگار و با ملاحظه وغير خودخواه است و هرچه كمتر حرف بزند ، بهتراست[5] . چه کنيم که خانواده اي با نشاط و شادي داشته باشيم ؟ الف ) سعى كنيم با ورود به خانه، خستگى، كسالت، غمها و رنجهاى حاصل از كار روزانه را به فراموشى سپرده، با خوشرويى و لبخند، اعضاى خانواده را پذيرا باشيم، لذا اگر غم و رنجى هم در دل داريم آن را در فرصت مناسب و بدون حضور فرزندان، با همسر خود در ميان بگذاريم . ب) پدران و مادران بايد در شبانه روز مقدراى از وقتخود را به فرزندان خود اختصاص دهند، با آنها حرف بزنند و از مسائل و مشكلات درس و زندگى آنان آگاه شوند، با صبر و حوصله حرفهاى آنها را بشنوند و از جرياناتى كه فرزندان در داخل و خارج خانه دارند با خبر گردند. اگر پدرى پاى صحبت فرزندش ننشيند - تا او برايش بگويد كه با چه كسانى دوستشده است - و در آينده از اين بابت مشكلى پيش آيد و دوست او مورد تاييد پدر نباشد، پدر حق ندارد فرزند خود را سرزنش كند و شايد بتوان گفت: سرزنش فايدهاى ندارد ; زيرا كه جدا كردن وى از دوستش كار دشوارى است. پ) پدران و مادران سعي کنند دربعضي از مسائل با آنان در كارها مشورت نموده و به عقايدشان احترام بگذارند. با حسن نظر، انتقاد اعضاى خانواده را پذيرفته و لغزش آنان را به موقع و با احترام به آنان گوشزد كنند. در اين صورت است كه فرزندان مدافع حقوق و حيثيت پدر بوده و به وجود وى افتخار مىكنند و براى بازگشت او به خانه لحظه شمارى مىكنند. متاسفانه شنيده مي شود چه بسيارند فرزنداني که از مدرسه وارد منزل مي شوند تاکيد مي کنند که سريعتر سفره نهارشان پهن گردد تا مجبور نشوند در کنار پدر غذا ميل کنند . ت) پدران و مادران بايد روحيه انتقاد پذيري را در خود تقويت کنند و آماده پذيرش انتقاد از فرزندان خويش باشند سعي کنند انتقاد فرزندان را با صبوري گوش کرده و جواب منطقي و صحيح به آن ها بدهند ، پذيرش حرف حق و انتقاد پذيرى از فرزندان، نه تنها شخصيت پدر را خرد نمىكند، بلكه به او حيثيت و اعتبار مىبخشد، زيرا اين امر موجب مىشود كه فرزندان او را انتقادپذير و حق طلب بشناسند ث ) الگو بودن ، پدران و مادران بايد بدانند که فرزندان نشان مي فهمند و درک مي کنند نگويند آن ها بچه هستند ، نمي فهمند پدران و مادران خوب و فهيم همواره از رفتار نامطلوب و دون مقام خودشان در حضور فرزندان پرهيز مىكند. چرا كه رفتار ناصواب آنها مايه بدبينى فرزندان به آنان است. چنين فرزندانى همواره داراى شخصيتى متزلزل هستند. و يقينا آنها هم به راحتي مرتکب چنين خطاهايي شده و يا اين که زمينه بروز چنين خطاهايي در آنان مهيا مي باشد که اين با اصل حضور شادي و نشاط در منزل منافات دارد .البته اگر نتوانيم ما پدران و مادران خويش را اصلاح نمائيم هيچگاه نصايح ما در فرزندانمان تاثير گذار نخواهد بود . ج) سعي نکنيم غرور فرزندان را در جمع خرد کنيم پدرى كه غرور فرزندش را بشكند و او را تحقير كند و با بى اعتنايى چنين وانمود كند كه به حرفهاى آنان گوش نمىدهد و با حرفهاى آنان شنيدنى نيست، دچار خطايى بزرگ شده است. ضرورى است كه پدر نه تنها در خلوت بلكه در جمع نيز به فرزند خود احترام گذاشته و به ديگران تفهيم كند كه سخنان فرزندان نيز شنيدنى و قابل احترام است اگر مرتکب خطايي شده نوع خطا را گوشزد کرده و راه حل منطقي و صحيح و سادهاي که عملي باشد برايش عنوان نمايد .بعضي اوقات فرزند مرتکب خطايي مي شود و اوليا براي نشان دادن راه حل و حتي دليل خطا بودن کار، راهکاري به ذهن آن ها نمي رسد که لازم است اوليا بدون ترس و خجالت و واهمه اي به کارشناسان خبره مراجعه کرده و راه حل بخواهند . روان شناسان معتقدند سرزنش بيش از حد کودکان سبب مي شود آنها دچار احساس گناه و شرم شوند و در خود فرو رفته و درون گرا بار بيايند. هرگز نقطه ضعف يا عيب کودک را نبايد به عنوان يک خصلت دائمي و هميشگي جلوه داد. چ) سنين 18- 14 سال، سنين رفاقت، دوستىهاى آتشين و توام با صداقت و پاكى است كه متاسفانه گاهى سر از رسوايى در مىآورد اگر پدر و مادر خود به عنوان يك دوست اين نقش را ايفا نمايند، كمال مطلوب است، در غير اين صورت ممكن است صدمات جبران ناپذيرى متوجه فرزندان شود كه امكان جبران آن ميسر نباشد; پس بياييد هميشه و بويژه در اين سن با فرزندانمان طرح دوستى بريزيم و آنها را از خطرهاى در پيش رو و خود را از سرزنش در آينده نجات دهيم. دوستان آن ها را خوب شناسايي کنيم ، آدرس آن ها را داشته باشيم ، حتي دعوت کنيم به عنوان پذيرايي به منزل بياورد . ح) نبايد فاصله عاطفي و عشق و محبت بين پدران و مادران و فرزندان قرار بگيرد هنگامى كه بين پدر و مادر از يك سو و بين آنها و فرزندان از سوى ديگر صميميت و صفا نباشد، فرزندان لذت و آسايش خود را از منبع ديگرى جست و جو مىكنند و در جست و جوى فضايى خارج از خانه هستند كه لذت بخشتر از خانه باشد و در اين جست و جوها، گاهى به دامهاى شياطينى مىافتند كه آنها را گمراه مىكنند. گاهي اوقات يک خطاي فرزند باعث نفرت از خانواده شده و اين نفرت ادامه دار مي گردد که متاسفانه برگشت به حالت صلح و صفاي گذشته بسيار سخت و حتي غير ممکن مي گردد که آن موجب نابودي شادي و نشاط فرزندان مي گردد . خ) هر چند پدر بر فرزند خويش ولايت دارد، اما اين ولايتبدان معنى نيست كه ايشان حق هر گونه تصرف، ضرب و جرح و حتى تخريب شخصيت او را داشته باشد، بلكه - در صورت اضطرار و ضرورت - براى تربيت فرزند گاهى اوقات يك گوشمالى كوچك لازم مىشود اما بايد زمينه را به گونهاى فراهم كرد كه حتى اين ضرورت هم پيش نيايد. حديثي است از پيامبر اکرم (ص) فرزندت را نزن ، با او قهر کن و قهرت را ادامه نده . حال که اين امانت الهي به ما سپرده شده حق هر کاري را داريم ؟ آن ها گلهايي هستند همرا با خار اگر عشق به گل داريم بايد تحمل خارهاي آن را هم داشته د) سختگيرىهاى بى مورد، بى حوصلگىها، دعواى نابجاى پدران و مادران و اصولا شرايط نامطلوب زندگى روح فرزندان را افسرده و غمگين مىسازد. مقايسه فرزندان خود با ديگران، بى توجهى به سخنان آنان، به حساب نياوردن آنان در جمع، ناديده گرفتن سليقه ايشان، عدم مشورت و بى اعتنايى به وضعيت ظاهرى، روحى و جسمى و... همه از عوامل تحقير و موجب دورى فرزند از پدر ومادر مىگردد. [6] ذ) شرح حال زندگي افراد موفق را براي فرزندانتان بازگو کنيد ، تا بدينوسيله آن ها آگاه شوند که آن ها هم انسان هايي مثل ما بوده اند اگر به اين درجه موفقيت رسيده اند نتيجه پشتکاري و تلاششان بود . ر) برگزاري جلسات خانوادگي؛ به طور منظم زماني را براي جمع شدن اعضاي خانواده در نظر بگيريد. در اين جلسات افراد خانواده مي توانند درباره مشکلات و ناراحتي هاي خود در طول هفته با هم صحبت کنند يا با بيان اتفاقات خوبي که داشته اند، ديگر افراد خانواده را هم در شادي شان شريک کنند[7]. ز)نحوه برخورد با مشکلات؛ امروزه زندگي هاي خانوادگي هميشه امن و پايدار نيستند. حتي بهترين ازدواج ها هم جروبحث دارند، گرفتاري هاي مالي، فراز و نشيب هاي احساسي و نظاير آن. اما مشکلات بخشي از زندگي انسان ها است و يک خانواده مهربان و صميمي هرگز اين موضوع را ناديده نمي گيرد و سعي مي کند با همدردي و ايجاد يک فضاي احساسي قوي و صميمي با مشکلات مبارزه کند.صفحات زندگي که خاطرات خوش و شيرين در آن ثبت شده را بيشتر ورق بزنيد و صفحاتي که خاطرات تلخ و ناگوار در آن ثبت شده را در بايگاني و آرشيو قرار دهيد تا کم کم کمرنگ و بي نقش گردد . البته ناگفته نماند که لذتي که از روزهاي خوش زندگي مي بريم به اين خاطر است که زماني طعم تلخ ناملايمات زندگي را هم چشيده ايم . اگر بتوانيم با توجه به همه مشکلات زندگي فرزندان خود را به عنوان يک اصل در زندگي پذيرا باشيم و از جوهر محبت و عشق و دوستي آن ها را سيراب سازيم آن ها مجبور نخواهند شد از چشمه هاي ديگر که بعضا سرابي بيش نيستند خود را سيرا ب سازند ما مي توانيم با درايت و انديشه اي پويا فرزنداني شاد و خانواده اي با نشاط داشته باشيم تا بدينوسيله روحيه عزت نفس و خود باوري در آن ها تقويت گردد و فرزندي از چنين خانواده اي وقتي پا به محيط مدرسه مي گذارد مي تواند دانش آ موزي پويا و خلاق باشد نه دانش آموزي منفعل و ساکت ، او مي تواند راه حل براي مشکلات تحصيلي و موانع فراگيري براي خويش پيدا کند . که در مسير آموزش و يادگيري به خصوص فراگيري و آموزش زبان دوم ما نياز منديم به دانش آموزان با نشاط که بتوانند در اين ميدان جنبش و جست و خيز باشند نه منفعل و آرام و ساکت کنجي را براي نشستن انتخاب کنند . البته تا اينجا وظيفه پدران و مادران بود تا چنين زمينه اي را مهيا سازند . ميدان ديگري که بايد جهت فضايي شاد و با نشاط مهيا گردد ، محيط آ موزشگاه مي باشد که آن ها هم وظايفي دارند . ------------------------------------------------------------------------ منابع: [1] - روان شناسي رشد ، نويسنده جرج.زيگوريدز مترجمان سجاد سالک و غلامرضاامام داد صفحه 87 2--ماهنامه پيوند ، اسفند 1382 ، شماره 293 ، صفحه 46 3- نقل شده در کتاب فارسي اول راهنمايي صفحه 105 شعر سهراب سپهري -4http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=5547 -5http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=5547 6--http://www.e-resaneh.com/Persian/koodak/golhavy%20zendegi.htm 7- http://etemaad.com/Released/85-12-12/137.htm
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 0:20  توسط سید حسین عبداالله زاده
|
|
|